امیر
تماس با من
نمایه من
نویسنده (های) وبلاگ امیر
آرشیو وبلاگ
      قنات میرزا

قتل نویسنده: امیر - سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٥

یک دانشجوی بی گناه در سبزوار، حین صحبت با همسرش توی ایستگاه اتوبوس توسط یک دانشجوی بسیجی(به ادعای اطلاعیه دفتر تحکیم) کشته میشه (لینک مطلب). گرچه رییس دانشگاه تربیت معلم سبزوار ابتدا بسیجی بودن اون فرد را تکذیب می کنند(لینک مطلب) روزنامه اعتماد ملی از این فرد به عنوان دانشجویی منتسب به بسیج نام برده است. در عین حال که مسولین بسیج دانشجویی دانشگاه هم این امر را تکذیب می کنند(لینک مطلب)، خبرگزاری سادات این مطلب را تایید می کنه. من نتوانستم از صحت هیچکدام از این موضوعات مطمون بشم اما اینکه رییس دانشگاه هم نسبت به این ادعا واکنش نشون داده به نظرم یه کمی جای تعجب داره. به هر حال به نظر من حضور نیروهای شبه نظامی در دانشگاه دیگه چندان موجب اطمینان از آرامش و کنترل دانشگاه نخواهد بود و از این به بعد عملکردی خلاف آنچه انتظار میره را از خودش به جا میگذاره.

خشونت های مذهبی مساله ای دامنگیره که اغلب تو کشور شاهدش بودیم. این فرد:

    ۱- به خودش اجازه داده وارد حریم خصوصی مردم بشه

    ۲- خودش را صاحب حق دانسته که قضاوت کنه

    ۳- فحاشی کرده و تهمت زده

    ۴- بدون دلیل فرد مقابل را محکوم کرده

    ۵ - فرد را به اشد مجازات ممکنه محکوم کرده و حکم را راسا همونجا به اجرا گذاشته.

    ۶- بالتبع جامعه ای را کشته (من قتل نفسا ...)

    ۷- چقدر انسان بخاطر اینکه احساسات مذهبی این آقا (حیف آقا) جریحه دار شده الان عزا دارند

    هم من و هم شما میتونیم تا ۷۰ شماره دیگه در این مورد بنویسیم. تا وقتی ابلهانی تو این مملکت این موارد را تایید و ترویج می کنند، باید شاهد پرپر شدن مردم بیگناه، یتیم شدن بچه ها و یه عمر نقص عضو باشیم.

    چه چیزی باعث میشه به این راحتی چشممون را روی عیوب فراوان خودمون ببندیم، تمام چاله چوله های وجودمون را نبینیم، خودمون را عقل کل و نماینده خدا روی زمین فرض کنیم و تمام عقده های وجودمون را تو وجود دیگران خالی کنیم؟ اللهم عجل لولیک الفرج

    از آنطرف هم که به راحتی این حماقت ها و جنایت ها را تو بوق می کنند تا ادعای بربریت ما را ثابت کنند. ماهایی که باید حالا حلالا ها بخاطر تمدن چندین هزار ساله ای  که سالها مدیریت کور و نادرست سعی در پنهان کردنش داشت به اون ها فخر بفروشیم. خدایا امان.

 در ضمن گویا یکی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت هم به دلیل اهمال مسولین دانشگاه فوت کردند (لینک مطلب) . این موضوع را به بازماندگان این دانشجو و دانشجویان دانشگاه تسلیت میگم. کی می خواهد جوابگو باشه؟

*************

    یه عکس دیگه منتسب به آقای احمدی نژاد توسط رسانه ای روس منتشر شده که به وسیله اون ادعا می کنند ایشون در جریان اشغال سفارت آمریکا دست داشتن. در این که این عکس شباهتی به رییس جمهور نداره که شکی نیست، اما باید یادآوری کرد، هیچ کدام از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت توی این عملیات حضور نداشتند. قبل از این عمل نشست انجمن های اسلامی و گروه های دانشجویی دیگه ای که تمایل به این امر داشتند برگزار میشه و دانشگاه علم و صنعت ایران تنها دانشگاهی بوده که این عمل را رد می کنه و اعلام می کنه که توی این کار شرکت نمی کنه!! بنا بر این مشخصه که آقای احمدی نژاد که آن زمان دانشجوی دانشگاه علم و صنعت بوده هم نمیتوانسته توی این گروگان گیری شرکت داشته باشه. اگر اشتباه نکنم رییس انجمن اسلامی دانشگاه هم در آن زمان خود آقای احمدی نژاد بوده.(اصلا قد این آقای توی عکس، با آقای احمدی نژاد قابل مقایسه است آخه؟)

  نظرات ()
مادر نویسنده: امیر - پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٥

تو ماهی منیری

طفلی، طلف میشی

گوله برفی،

آب میشی

میبرمت اسکله

- ما....ااا...اا..اا...د...رر  جا...ااا.ا..ا ن د...ارد.

- مادر مرد. از بس که جان ندارد.

مادر، غزل سینمای ایران.

  نظرات ()
چرا این سوال را ازم پرسیدی؟ چقدر درگیرم کردی. نویسنده: امیر - چهارشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٥

    بهم گفتی: چرا دوباره وبلاگ می نویسی؟

    واقعا جوابی که بهت دادم درست بود؟ نکنه من بخاطر چند تا نظری که برام میذارن، بخاطر احتیاجی که به دیده شدن و تحسین دارم مینویسم دوباره؟ نمیدانم.

    من هنوز اینقدر محتاج تایید و تحسینم؟

    بهت گفتم؟ یه چیزایی خودت میدانی، من سال چهارم دبستان توی امتحانات هوش تهران نفر دوم شدم. از بچگی شعر می گفتم و داستان مینوشتم. تو مسابقات شنای غرب تهران دوم شدم و توی داستان نویسی دبیرستانها اول.در خدود 50 تا کار تئاتر دارم و بارها تشویق بیننده ها را حس کردم. یعنی هنوزم محتاجم؟

    نمیدانم. دوست دارم اینطوری نباشه. میدانی، مدتهاست حس می کنم به نوشتن محتاجم. حس می کنم یه روزی فقط همین ها ازم باقی میمونه. شاید میخواهم حجم یادگاری هام را زیاد کنم. این روزها بدجوری کشش زمان را حس می کنم، حرفهام را می فهمی؟

    یه مدت دراز نمی نوشتم. اولش کسی نبود که براش حرف بزنم. بعدش هم دیگه عادت کردم حرفهام تو دلم باشه. مدت درازی هم دیگه حرفی برای گفتن نداشتم. همه حرفهام شده بود برای نگفتن!!

    الان چی شده؟ گفتم که نمیدانم، مطمئن نیستم. فقط از اینکه فراموش بشم خوشم نمیاد. من رفتن خیلی ها را دیدم. این یادت میمونه؟

خیلی دیگه میتوانستم بگم، اما نشد. شاید دوباره...

 

 

 

  نظرات ()
اذا جائ نویسنده: امیر - دوشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٥
سلام.برگشتم.
  نظرات ()
با حس یک فاتح نویسنده: امیر - شنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٥

    و اینک این منم، مردی تنها در آستانه کشفی کوچک!!! اما هیجان انگیز!! خوانندگان عزیز من از نطنز براتون می نویسم و این یعنی اوج هیجان :) من در اوج ناسیونالیسم و در اوج لذت به سر می برم. بهشت کوچیک من داره پا به پای تکنولوژی حرکت می کنه. به من حق بدین که خوشحال باشم. الان که خانواده محترم تو خونه مشغول صرف ماهی سفید به همراه مخلفات خوشمزه کاشت پدربزرگم هستن، من دارم توی تنها کافی نت شهر براتون می نویسم و خوشحالم که بگم نطنز یه گیم نت هم داره که که هر روز از ساعت ۶ به بعد سرویس نت ارائه می کنه!!! ووووووووووووووووووووووووووووی .

    رامونا خانم من به وبلاگتون سر زدم، اما تا خواستم نظر بدم قطع شدم. اما نوشته ام را حفظ کردم و تا برسم تهران براتون می فرستمش.الان اینجا هم وبلاگت را باز نمی کنه. آشتی؟

    و اما کافی نت اینجا گرچه یه کمی کنده و صفحه کلیدش هم حروف فارسی را نداره و من با سعی و خطا کار می کنم، اما همینم شادی آوره. شگفت آوره که بگم ابن کافی نت الان ۳ سالشه و من تا الان نیامده بودم. درضمن وبلاگ نویس هم داره که یکیش آقای صاحب همین کافی نته.

    هوا عالیه و من از تک تک لحظات اینجا بودنم لذت می برم. شبها سردتره.آسمان پاک و اغلب بدون ابره.گرچه می خواستم همش درس بخوانم اما بیرون هم سرکی کشیدم. امروز دو گونی پیاز آوردم خونه.دست آقا جون گلم (به پدر بزرگم می گم آقا جون ) درد نکنه. زمین هم که بارور. از یه کرت زمین کلی پیاز داریم. شگفتی مادر زمین که تمومی هم نداره.

    صاحب با ذوق اینجا الان از Laurina McKennit گذاشته برامون گرچه صداش خیلی کمه.

    دیشب (یا پریشب !!یادم نیست ) تلویزیون فیلمی به اسم نارنجی پوش ها گذاشت. داستان یه نوجوان هلندی عشق فوتبال و پدرش که آرزوی پسره حضور تو تیم ملیه و پدره هم همه تلاشش همینه. وسط مسابقه انتخابی پای پسره لیز می خوره و میافته و پدره که این صحنه را می بینه ایست قلبی می کنه و می میره!!! حالا یه پسره خلی وسط تماشای فیلم و جون کندن بابائه، به پدرش میگه : " یاد بگیرین!! ببینین چه جوری به پسرشون و اهدافش اهمیت می دن!! "

    من نمیدانم ادب و تربیت که هیچی؛ یه خورده فکر کجا رفته ؟ خدایا محض احتیاط هم که شده یه کمی شعور بفرست بیاد!!!

    ممنمونم کاوه که بهم سر زدی.به یمن قدم حضرتعالی دفعه بعد تو و محمد و سارا خانم را هم میارم اینجا که بهشت منو ببینین.( اگه شرایط مهیا شد و شما هم مایل بودین). ای ول. باقی هم حسادت موقوف.

    من تهران اینقدر نمی نوشتم که اینجا نوشتم، اونم با این صفحه کلید!! ببخشید اگه تا آخرش خواندید.

  نظرات ()
  نویسنده: امیر - چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥

    میرم چند روزی گم و گور بشم. میرم به بهشت گمشده ام. چند روز از همه دنیا محجوب میشم. به یادم نباش، اینطوری راحت ترم.

    چند روز میرم ده.متاسفانه یه کوله بار کتاب با خودم می برم. امیدوارم که وقت کنم یه نیم نگاهی هم به کویر بندازم. منم اهل کویرم، میدانستی؟

    برای یه دوست یه حدیث را یادآوری کردم: امیر المومنین (این آدم (آدم درسته اینجا؟) چقدر ابهت و دانش داره، چقدر همه چیز را در خودش جمع کرده و چقدر من نسبت به این بزرگ کوچکم.) میگه : کار مملکتی به صلاح کشیده نمیشه، مگر آنکه در آن رعیت بدون ترس و واسطه حرفش را با حاکم مطرح کنه.

    ۱- کجای دنیا ۱۴۰۰ سال قبل کسی بوده که آزادی بیان را اینطور صریح و موجز مطرح کرده باشه؟

    ۲- در مملکت اسلامی ما کی و کجا به این موضوع پایبند بودیم؟ پیش کدام حاکم میشه بدون ترس حرف زد؟

     ۳- چقدر این حدیث موهش و ترس آوره. علی الخصوص برای کشور من که هنوز برای کسانی که از نردبان بالاتر رفته اند، دموکراسی معنی نداره. خدایا به تو پناه می برم.   

در تاریخ آمده در کنار شاه صفوی، فداییانی بودن که هر وقت به قول معرف غیر خودی پیش شاه می آمده حمله می کردند و اون را زنده زنده بخاطر خوش آمد شاه می خوردند. من نمیدانم این حرف چقدر صحت داره.

    خدایا من ازت ثواب اشک ریختن در عزای حسین را نمیخواهم. من ازت پاداش لعن قاتلین و آزار دهنده های علی را طلب نمی کنم. به من فرصت بده یه مدتی علی را بشناسم و دنباله رو اون باشم.

    خدایا من تنهام. فقط تو را دارم، تو را هم که آزار می دم.

  نظرات ()
مهز ارظ عرادط. نویسنده: امیر - یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٥

    پروردگارا شکر.وقتی بعد از عمری طولانی (۳۰،۴۰ روز) بی پولی، یه پولی (به واسطه فروش اموال مربوطه !!! ) بعد از کلی حذف مالیات و شیرینی این و قرض اون یکی دست آدم میاد چه حسی میشه داشت؟ حضرات آیات عظام بی زحمت من بعد بجای SMS ،به شماره منزل زنگ بزنید. رحم الله من قرا الفاتحه.

    مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو!!! الحمدلله که این کارت مبارک نه Messenger باز میکنه نه وبلاگ دو تا از دوستان خوب را :  دخترک کولی و جیغ های بنفش یک دختر نارنجی (رامونا) . نمیدانم چرا این دو تا لینک را به هیچ وجه باز نمیکنه. بازم رحم الله ...

    لطفا همه این مطلب را از وبلگ این فصل را با من بخوان بخوانید. اولا که همش حرفهای منم هست. دوما که با یک وبلاگ خوب اشنا میشین.

    من نمیدانم چرا هر وقت یکی مثل آقای خامنه ای یا آقای ضرغامی با دانشجویان نشست صمیمی ! برقرار می کنند همچین همه دانشجوهای جمع خیلی خوبن !!! ؟ همه ماشالله جمیع محاسن را در سر و صورت خودشون جمع کردن یکی در میان هم به چفیه مجهزن. خدا را شکر همه هم دغدغه کار فرهنگی داره نفلشون میکنه، تقبل الله من  انفسکم ان شائ الله . اون حرف های نیمه سیاسی رد و بدل شده هم همه به دلیل ریشه فرهنگی و ناشی از سبقه فرهنگیه . اگر من کارم به تیمارستان کشید بدونین از کجاست.

    در شماره بعدی شاید یه کمی در مورد مسیر استحاله انسان به طنزپرداز را بررسی کنیم.

    مهندس شماره بعدت منو کشته به خدا!

  نظرات ()
چه تعليقی!! نویسنده: امیر - سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳۸٥

من پریشب خواب دیدم قوری شیشه ای چای ما جلوی چشمم ترک میخوره.دیروز مامانم قوری نویی استفاده می کرد چون قوری چای ترک خورده.

و امشب این یادداشت را می نویسم.

  نظرات ()
ولی رفت نویسنده: امیر - سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳۸٥

یه زمانی بدون زحمت، خیلی آروم یه گوشه از زندگیت را ساخت، مال خودش کرد.جای پاش را اون جا گذاشت.

خودش را توی تو جا گذاشت.

  نظرات ()
تو خوبی و همين خوبه نویسنده: امیر - سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳۸٥

چقدر برات عجیبه آقای مهندس و بزرگ و باشخصیت و کلی صفات دیگه؟ چقدر؟

ای خدا!!! پسره هنوز از اینکه یکی به وبلاگش لینک داده ذوق می کنه!!!

عمرا! اون دم برای من یه آدم ویژه است. حالا بگرد پیداش کن!

  نظرات ()
  نویسنده: امیر - سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳۸٥

سلام بر عید بندگی.

من واقعا عید فطر را دوست دارم گرچه به دلیل نماز طولانی و رفت و برگشت و اینها! آدم کم زمان عید را در اختیار داره اما همین با هم بودن واقعا می چسبه.

یکی از دوستان sms زده بود که : صد شکر که این آمد و صد لطف که آن رفت !

دلم برای عید عاشقی می تپه از الان .

می دانی... من فکر می کنم ترتیب سه تا عید بزرگ ما، ترتیب زیباییه.

 فطر عید بندگی و تسلیمه . عید تمام مسلمانان جهان. عیدی که من را به برادر دینی خودم پیوند میده، عید عظیمی که یادآوری می کنه بین مسلمانان تفاوتی نیست، همه یکی هستیم و ...

بعد از فطر کم کم نوبت عید طلب و حرکت میرسه . عید تسلیم و نیاز و درخواست، عید اعتماد و فنا . عید بزرگ قربان . عید مومنان . عیدی که میگه ایمان یک پله بالاتر از دین و مذهبه. عید ادیان ابراهیمی. عید یگانه پرستی. عید رها شدن. جز خدا ندیدن. عیدی که «بیا و هرچی غیر از کسی که دوست داری را رها کن».قشنگ نیست؟

و بعد یه عید عجیب. یه عید غریب. عید خاص برای افراد خاص عید کسانی که خوب از قربان گذشته اند. عید ابرار. من هنوز نمی توانم چیزی در موردش بگم. شاید یه وقتی توانستم.

چقدر حرف زدم !!! همه به بهانه اینکه بهت بگم                    عید فطر مبارک    

  نظرات ()
مطالب اخیر پایان روزمرگی مشکل غیر فعال شدن Start menu و Cortana بعد از به روز رسانی ویندوز 10 استانداردهای چندگانه چه کسی میگوید قلم از شمشیر بران‌تر است؟ چه کسی قلم را بران میخواهد؟ سه شنبه ها شنبه ۸ آذر ۱۳٩۳ عصر پاییزی آ مثل آدمکش! War on Terror, War on Muslims? زادروز شما خجسته آقای رییس جمهور
دوستان من زاویه نیروانا رامونا مداد سبز بی ایوان ماه رقصان آ مثل کلمه رولت روسی دانه های ریز ادامه مداد سبز جزیره اسرار آمیز معصومه قلی پور حلزون خانه به دوش Words Are Timeless حزب جوانان زیر آفتاب همشهری کاوه قدیمی دخترک کولی - فرزانه ثابت خاطرات روابط عمومی ايرانی گارفیلد در جستجوی خویشتن تو راه خانه ما را دوباره گم کردی نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها آروین نیکزاد با Spontaneous Outbursts کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت
پیوند های خوب آنچه من از زبان فرانسه آموختم آموزش زبان فرانسه سخن های داریوش سجادی سخن، سایت کتاب و نشر الکترونیک ایران آشنایی با سینما و تیاتر
کلمات کلیدی وبلاگ امیر ابوالحسنی (٧) ایران (٤) محمود احمدی نژاد (٤) حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمد خاتمی (۳) میرحسین موسوی (٢) روسپیان (٢) امیرابوالحسنی (٢) مهندس میرحسین موسوی (٢) ایرانیان سسکتون (٢) سسکتون (٢) سیّد محمّد خاتمی (٢) دولت نهم (٢) مهدی کروبی (٢) بحار الانوار (٢) کانادا (٢) نطنز (٢) انتخابات دور دوهم ریاست جمهوری (٢) دانشگاه علم و صنعت ایران (٢) اهالی عصا (۱) curtipot (۱) ivano gebhardt rolf gutz (۱) pka database (۱) answerscom (۱) مدل سازی ترمودینامیکی (۱) تعادلات مایع – مایع (۱) محلول های پلیمری (۱) دکتر فرزانه فیضی (۱) تنظیمات ویندوز (۱) مرتضی پاشایی (۱) بی اختیاری (۱) بی همه چیز (۱) و همه چیز (۱) (دانلود) پیاده کردن کلک (فونت) فارسی (۱) لُتوس (لوتوس) (۱) گوسفندی که گرگ شد (۱) سگ گله (۱) خیابان رخدادهای بزرگ (۱) پل پیاده رو (۱) خیابان بهبودی (۱) آ شیخ علی نامرد (۱) کریم آق منگل (۱) حصر (۱) سَسکتون (۱) سَسکچوان (۱) سَسکَتون (۱) سَسکَچوان (۱) پتاس (۱) اُرانیُم (۱) آموزگاری (۱) اریسمان (۱) قدیمی ترین شهر پیشه وری (۱) کندز (۱) امامزاده سادات (۱) کانون تیاتر دانشگاه علم و صنعت ایران (۱) محمد جباری موسی آبادی (۱) انتخابات سال 1388 (۱) سینه ستبر (۱) شربت زعفران (۱) تخم ریحون (۱) ایرانی ها در سسکتون (۱) آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی (۱) بیداری اسلامی (۱) سپیده شاه کرمی (۱) خطبه های نماز جمعه (۱) الغدیر (۱) تیتراسیون (۱) بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی (۱) مصطفی محقق داماد (۱) مهندس امیر ابوالحسنی (۱) مهنس عزّت الله سحابی (۱) طراحی آزمون یا doe (۱) کشت بستر جامد (۱) حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی (۱) محمد یعقوبی (۱) فراسنجه (۱) شوند (۱) ورآوری (۱) فروبری (۱) روش های سنجش پروتئین (۱) روش های جذبی و طیف سنجی (۱) روش های انزایمی و زیستی (۱) بهمن مفید (۱) مهندس فرایند (۱) انزایم های پکتینُلیتیکی (۱) انزایم پلی گالاکتروناز (۱) دی نیترو سالیسیلیک اسید (۱) قندهای احیا کننده (۱) lowry protein assay (۱) phaneochaete chrysosporium (۱) bradford protein quantitation (۱) biuret protein assay (۱) بچه های علم و صنعت (۱) تغییر (۱) خاک (۱) سوخت های نو (۱) مهندس (۱) قلم (۱) اوباما (۱) کودتا (۱) اندازه (۱) محبوب (۱) قیصر (۱) نان (۱) پارسی (۱) حسین فدایی (۱) ان (۱) دکتر عبدالکریم سروش (۱) بامداد (۱) سوخت های فسیلی (۱) piping (۱) محسن صفایی فراهانی (۱) عزیز نسین (۱) بسم الله الرحمن الرحیم (۱) پاکسازی (۱) انرژی های نو (۱) معلم (۱) قطره (۱) روستا (۱) خیابان آزادی (۱) مهندسی (۱) مهاجرت (۱) عصیان (۱) حافظ (۱) تئاتر (۱) نجف دریابندری (۱) شیخ صدوق (۱) جنگ (۱) مسلمان (۱) سوریه (۱) خواستگاری (۱) دادگاه (۱) نیجریه (۱) خسرو شکیبایی (۱) الهام میرزاحسین کاشانی (۱) سوخت (۱) خدا (۱) هاشمی شاهرودی (۱) اصلاحات (۱) زعفران (۱) معشوق (۱) رسانه (۱) وبلاگ (۱) غزل (۱) انقلاب (۱) مراسم (۱) سینما (۱) نفت (۱) احمد شاملو (۱) انتخابات ریاست جمهوری (۱) بی قراری (۱) بسته پیشنهادی (۱) زادروز (۱) حمید هامون (۱) ccd (۱) حدیث بی قراری ماهان (۱) از خود با خویش (۱) سیره عملی امام رضا (ع) (۱) ارتباط با آمریکا (۱) عطا الله مهاجرانی (۱) عزّت نَفس (۱) بایگانی (۱) انتخابات ریاست جمهوری دهم (۱) دانه (۱) آقا بابا (۱) محمود جوادی (۱) ایران آزاد (۱) مدعی (۱) engineer (۱) حکیم ابوالقاسم فردوسی (۱) غاز (۱) علی مطهری (۱) بالنگو (۱) آبروی انسان (۱) صدقه پنهانی (۱) مرد سیه چرده (۱) طنز تلخ (۱) سارا زرعکانی (۱) دکتر زهرا رهنورد (۱) ساسکاتون ساسکاچوان (۱) ویندوز 10 (۱) دکتر حمید دباشی (۱) نژادستیزی (۱) ژازه تباتباای (۱) قرمز و دیگران (۱) ادوارد بولور لیتون (۱) کاردینال ریشلیو (۱) من چارلی نیستم (۱) مشکل استارت start menue (۱) cortana کرتانا (۱) دانشگاه سسکچوان (۱) سسکچوان (۱) ایالت سسکچوان (۱) پایپینگ (۱) شیخ مهدی کروبی (۱) روح الله حسینیان (۱) جاوید قربان اوغلی (۱) اجلاس دوربان 2 (۱) تاگوچی (۱) آیت الله خمینی (۱) سودان (۱) مهدی بازرگان (۱) رییس جمهور ایران (۱)