امیر
تماس با من
نمایه من
نویسنده (های) وبلاگ امیر
آرشیو وبلاگ
      قنات میرزا

او می رود دامن کشان نویسنده: امیر - چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦

دو روز پیش سالروز تولدم بود.

کسی بوده که بودن من بهش امید بده؟ بهش دلگرمی بده؟ کسی هست که بودن من خوشحالش کنه، این را میدانم. مطمئنم که کسانی هستن که نبودنم براشون تلخ باشه، این را می دانم. اما هست کسی که بودن من را بخواهد، بودنم براش متفاوت باشه؟ ویژه باشه؟ کسی هست که اگر نبودم، چیزی کم می داشت؟

دیروز روز خوبی داشتم، اما پریروز...  به هر حال گذشت! شنبه صبح باید برم سربازی. البته به احتمال زیاد روز بعدش یا یه روز دیگه اعزام میشم خدمت، اما به هر حال از جمعه من سرباز خواهم بود. امروز میرم و دو سه تا خورده ریز باقیمانده احتیاجاتم را می خرم. دیگه زیاد عرضی نیست. نمیدانم من بچه سوسول قراره وسط گرمای تابستون، توی یزد!، توی پوتین های مقدس و درون لباس ناموسی مقدس، شنا کنم یا سربازی! همگی شما را به خدا سپردم، شما من را به کی می سپارید؟

  نظرات ()
این یاد داشت یعنی فعلا خداحافظ نویسنده: امیر - شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦

    ۱ تیر بنده در خاک بزرگ پرور یزد خدمت مقدس سربازی را آغاز می کنم. گفتم که بدانید دیگه. یزد حتما کافی نت داره بنابراین اگر مرخصی داشته باشم به اینجا سرکی می زنم.

    رتبه کنکور فوق هم که آمد، مهندسی داروسازی شدم ۶۶ ، مهندسی شیمی ۳۰۵ و مهندسی بیوتکنولوزی هم ۲۲. با این حساب بهترین انتخاب ها را (احتمالا) انجام دادم و ان شا الله خوب فبول می شم. دیگه هم حرفی نیست احتمالا . دعا کنید که چند روز اول سربازی را به خیر و خوبی بگذرونم. اسلحه به دست گرفتن تنها قسمت سربازیه که با کراهت انجام خواهم داد.

   

  نظرات ()
لحظه های انسانيتم. نویسنده: امیر - پنجشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٦

من در زندگی یک بار تا مرز دعوا پیش رفتم، دوبار هم کتک خوردم. موارد متعددی هم وجود داشته که دلم خواسته با کس خاصی بزن بزن کنم.خوب این به خودی خودش چندان مهم نیست. در ربع قرن عمری که گذراندم زمانهای معدودی بوده که احساش شرف، غرور یا هویت کردم. تنها لحظاتی که انسانیت را در خودم به جریان انداختم. تنها اوقاتی که آدم بوده ام. من از این که این لحظات چندان زیاد نبودن خیلی احساس بدی ندارم، راستش بیشتر خوشحالم که چنین لحظاتی وجود داشته اند! با تمام وجودم از این تک ثانیه های عمرم دفاع می کنم و با افتخار پرچمشون را بالای سرم تکون تکون می دم! این اوقات، شامل مواردی هستن که هم میشه از اون تصمیمات در اون لحظه و هم از اونها در حالت کلی دفاع کرد، میدانید که بعضی کار ها کلا نادرست و برخلاف عقل، منطق یا اخلاق هستند اما در اون لحظه خاص که اتفاق می افتند بهترین گزینه هستند. از این معدود دفعات یکیش همون باریه که من تا مرز دعوا جلو رفتم! اما اون لحظه ای که مورد نظرمه هیچ اتفاق خاصی رخ نداد!! بیشتر یه حس بود درون من!

    کودک بودم، حداکثر یه نوجوان شاید. جثه نحیف، صدای جیغ و چشمان درشت و گیرایی داشتم. با اتوبوس داشتم می رفتم چهار راه ولی عصر، کلاس زبان.  وسط های راه بود که اون اتفاق افتاد. یه آقای بیست و چند ساله که افغانی هم بود از در وسط اتوبوس وارد شد. اتوبوس (مثل همیشه) شلوغ بود و ایوشن روی پاگرد هم به ور جا گرفت.در اتوبوس به خاطر حضورش به سختی بسته شد و احتمالا حتی کمی هم به ایشون گیر کرد. اتفاق خاصی بود؟ اشتباهی کرده بود؟ فکر می کنم نه. مرد جا افتاده ای با کت سرمه ای و هیکل و شخصیت حاجی بازاری با ریش کم پشت و تسبیح و ظاهر متشرع کمی بالاتر از اون ایستاده بود و شروع کرد با این تازه وارد دعوا که چرا مواظب ایستادنت نیستس و وقتی جا نیست چرا سوار می شی؟ آقای افغانی، بیچاره چیزی نمی گفت و فقط گوش می کرد. آخرین جمله اون عوضی قشنگ یادمه: « خوبه من بهت فحش و بد بیراه بگم، بد افغانی؟ »

    گیج شدم. حالم به هم خورد. از این همه بی فرهنگی و بی ادبی، از این حقارت درون که اینجوری با توهین به ملیت یه آدم دیگه بروز کرده بود منزجر شدم. شاید باید اون ایرانی را روانشناسی کرد، شاید در گذشته اش چیزی بوده که این حالت را به وجود آورده و شاید هم این فقط نتیجه تربیت غلط و سطح پایین شعور و فرهنگش بوده . تربیتی که از اواخر صفویه به ارث رسیده و در قاجاریه مزخرف تر شده. اما هر چی که باشه، توهین به یه آدم، با توهین به ملیتش، علی الخصوص یه مهمان، یه پناهنده، اصلا توجیه نمیشه.

    با حالت جانبدارانه ای حرف میزد، اینجور افراد را که حتما میشناسید. بعد از حرف زدن، و حتی حین اون به اطرافیان نگاه می کرد تا تایید بگیره. اشتباهش اونجا بود که چند دهم ثانیه بعد از وقتی که این جمله آخر را گفت به من نگاه کرد، منی که نمیتونستم بهش چیزی بگم، چون کم سن و بنا بر این غیر موجه بودم. منی که کوچک و بنا براین ضعیف بودم. به من نگاه کرد. چنان با نفرت، از اعماق وجودم بهش نگاه کردم، که مطمئنم تا آخر عمرش زهر نگاه من را از یاد نمی بره.

تنها کاری بود که می تونستم انجام بدم.

  نظرات ()
بشکن تابو، بشکن نویسنده: امیر - سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٦

و تابو شکست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بزرگترین تابو (ممکن) برای ما ایرانیان از ۲۷ سال پیش تا الان دیروز دوشنبه شکست!! ناممکنی که امام خمینی بارها امکان آن را نفی کرده بود دیروز به سادگی و در یک ملاقات چهارساعته ممکن شد. دیروز حسن کاظمی قمی نماینده ایان و رایان کروکر نماینده آمریکا در بالاترین سطح گفتگوهایی را در مورد امنیت کشور دوست، برادر و همسایه ( همون دشمن خونخوار ۱۵-۱۶ سال پیش!) انجام دادند که مطمئنا راهکارهایی برای افزایش تبدلات و ادامه گفتگو ها در سطح وزیر و ان شا الله رییس جمهور هم در آن گنجانیده شده بود.

شعف آقای قمی تا آن حد بود که گفت به حول و قوه الهی این گفتگو ها در راستای صله رحم در کمتر از یک ماه ادامه می یابد تا دیدار ها تازه شود. اما طرف آمریکایی ( نا جوانمردانه و در یک ضد حال اصیل) گفت واشنگتن تنها زمانی امکان گفتگوی مجدد را بررسی می کند که دولت عراق بصورت رسمی دعوتنامه آن را ارسال کند!

    این موضوع از آن جهت اهمیت داشت که نشان می داد می توان دستورات و راهکار های رهبر فقید را با زمان تطبیق داد یا حتی عوض کرد و نادیده گرفت. این نکته که احتمالا به مذاق خیلی ها که در شور حسنی همان زمان درجا می زنند، خوش نخواهد آمد، واقعیتی است که ضرورت آن احساس می شود و البته واقعیت درست تر آن است که این رفتار قبلا هم ( و حتی در زمان خود آن مرحوم هم) جریان داشت اما توسط فضای رسانه ای لاپوشانی می شد، در حالی که در مورد رابطه با آمریکا وسعت امر به حدی بود که امکان این امر وجود نداشت. البته مسولین قوه مجریه قول شرف دادند که موضوعات مطروحه از مسایل بیان شده در فرمایشات رهبری تجاوز نکند و حداکثر در همان حول و حوش پرسه بزند.

به هر حال شکستن تابو میمون است، چون هر تابو نشانه ای از تحجر و ایستایی است.

    من به شخصه این موفقیت را به دولت اصولگرای آقای احمد نژاد تبریک می گم. تا اینجا که ایشون در انجام ماموریت اصلی دولت خودشون موفق بوده اند. مسلم میدانید که این امر به هیچ وجه از دست یک دولت اصلاح طلب یا چپ بر نمی آمد.

  نظرات ()
در امتداد درد نویسنده: امیر - چهارشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٦
از ۲ ساعت پیش بیدارم. درد دارم. درد می کشم.
  نظرات ()
نصر الله نویسنده: امیر - سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٦

اذا جائ نصر الله و الفتح ... فسبح بحمد ربک و استغفره، انه کان توابا.

وقتی برات اتفاق خوشایندی رخ میده ( یا اگه حادثه دردناکی پیش بیاد) انگار گوشها بی اراده منتظر تبریک (یا تسلیت) دیگران هستن. جوری که البته انگار این حرفها خیلی عادی و روزمره هستن و اگه گفته نشن هم چیزی کم یا زیاد نمیشه. اما واقعات اینه که ما نیاز مند این همراهی مردم هستیم. هرچند شاید شنیدنش خیلی تغییری در ما ایجاد نکنه

    وقتی شنبه شب اون خبر را شنیدم، خیلی برام فرقی نمی کرد که فامیل زنگ بزنن و ... اما روز بعدش، وقتی هیچ خبری از خاله ا نشد، حس کردم چقدر توی وجودم خلا حرفهای ساده اون پیرزن با قوت تمام حس میشه. چقدر خوشحال میشد. شاید همه حرفهامون توی این موقعیت به ۱ دقیقه هم نمی کشید، اما من واسه این یک دقیقه دارم بدجوری بی تابی می کنم.

خاله جات این روزها دیگه خیلی خالیه .

  نظرات ()
مطالب اخیر پایان روزمرگی مشکل غیر فعال شدن Start menu و Cortana بعد از به روز رسانی ویندوز 10 استانداردهای چندگانه چه کسی میگوید قلم از شمشیر بران‌تر است؟ چه کسی قلم را بران میخواهد؟ سه شنبه ها شنبه ۸ آذر ۱۳٩۳ عصر پاییزی آ مثل آدمکش! War on Terror, War on Muslims? زادروز شما خجسته آقای رییس جمهور
دوستان من زاویه نیروانا رامونا مداد سبز بی ایوان ماه رقصان آ مثل کلمه رولت روسی دانه های ریز ادامه مداد سبز جزیره اسرار آمیز معصومه قلی پور حلزون خانه به دوش Words Are Timeless حزب جوانان زیر آفتاب همشهری کاوه قدیمی دخترک کولی - فرزانه ثابت خاطرات روابط عمومی ايرانی گارفیلد در جستجوی خویشتن تو راه خانه ما را دوباره گم کردی نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها آروین نیکزاد با Spontaneous Outbursts کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت
پیوند های خوب آنچه من از زبان فرانسه آموختم آموزش زبان فرانسه سخن های داریوش سجادی سخن، سایت کتاب و نشر الکترونیک ایران آشنایی با سینما و تیاتر
کلمات کلیدی وبلاگ امیر ابوالحسنی (٧) ایران (٤) محمود احمدی نژاد (٤) حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمد خاتمی (۳) میرحسین موسوی (٢) روسپیان (٢) امیرابوالحسنی (٢) مهندس میرحسین موسوی (٢) ایرانیان سسکتون (٢) سسکتون (٢) سیّد محمّد خاتمی (٢) دولت نهم (٢) مهدی کروبی (٢) بحار الانوار (٢) کانادا (٢) نطنز (٢) انتخابات دور دوهم ریاست جمهوری (٢) دانشگاه علم و صنعت ایران (٢) اهالی عصا (۱) curtipot (۱) ivano gebhardt rolf gutz (۱) pka database (۱) answerscom (۱) مدل سازی ترمودینامیکی (۱) تعادلات مایع – مایع (۱) محلول های پلیمری (۱) دکتر فرزانه فیضی (۱) تنظیمات ویندوز (۱) مرتضی پاشایی (۱) بی اختیاری (۱) بی همه چیز (۱) و همه چیز (۱) (دانلود) پیاده کردن کلک (فونت) فارسی (۱) لُتوس (لوتوس) (۱) گوسفندی که گرگ شد (۱) سگ گله (۱) خیابان رخدادهای بزرگ (۱) پل پیاده رو (۱) خیابان بهبودی (۱) آ شیخ علی نامرد (۱) کریم آق منگل (۱) حصر (۱) سَسکتون (۱) سَسکچوان (۱) سَسکَتون (۱) سَسکَچوان (۱) پتاس (۱) اُرانیُم (۱) آموزگاری (۱) اریسمان (۱) قدیمی ترین شهر پیشه وری (۱) کندز (۱) امامزاده سادات (۱) کانون تیاتر دانشگاه علم و صنعت ایران (۱) محمد جباری موسی آبادی (۱) انتخابات سال 1388 (۱) سینه ستبر (۱) شربت زعفران (۱) تخم ریحون (۱) ایرانی ها در سسکتون (۱) آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی (۱) بیداری اسلامی (۱) سپیده شاه کرمی (۱) خطبه های نماز جمعه (۱) الغدیر (۱) تیتراسیون (۱) بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی (۱) مصطفی محقق داماد (۱) مهندس امیر ابوالحسنی (۱) مهنس عزّت الله سحابی (۱) طراحی آزمون یا doe (۱) کشت بستر جامد (۱) حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی (۱) محمد یعقوبی (۱) فراسنجه (۱) شوند (۱) ورآوری (۱) فروبری (۱) روش های سنجش پروتئین (۱) روش های جذبی و طیف سنجی (۱) روش های انزایمی و زیستی (۱) بهمن مفید (۱) مهندس فرایند (۱) انزایم های پکتینُلیتیکی (۱) انزایم پلی گالاکتروناز (۱) دی نیترو سالیسیلیک اسید (۱) قندهای احیا کننده (۱) lowry protein assay (۱) phaneochaete chrysosporium (۱) bradford protein quantitation (۱) biuret protein assay (۱) بچه های علم و صنعت (۱) تغییر (۱) خاک (۱) سوخت های نو (۱) مهندس (۱) قلم (۱) اوباما (۱) کودتا (۱) اندازه (۱) محبوب (۱) قیصر (۱) نان (۱) پارسی (۱) حسین فدایی (۱) ان (۱) دکتر عبدالکریم سروش (۱) بامداد (۱) سوخت های فسیلی (۱) piping (۱) محسن صفایی فراهانی (۱) عزیز نسین (۱) بسم الله الرحمن الرحیم (۱) پاکسازی (۱) انرژی های نو (۱) معلم (۱) قطره (۱) روستا (۱) خیابان آزادی (۱) مهندسی (۱) مهاجرت (۱) عصیان (۱) حافظ (۱) تئاتر (۱) نجف دریابندری (۱) شیخ صدوق (۱) جنگ (۱) مسلمان (۱) سوریه (۱) خواستگاری (۱) دادگاه (۱) نیجریه (۱) خسرو شکیبایی (۱) الهام میرزاحسین کاشانی (۱) سوخت (۱) خدا (۱) هاشمی شاهرودی (۱) اصلاحات (۱) زعفران (۱) معشوق (۱) رسانه (۱) وبلاگ (۱) غزل (۱) انقلاب (۱) مراسم (۱) سینما (۱) نفت (۱) احمد شاملو (۱) انتخابات ریاست جمهوری (۱) بی قراری (۱) بسته پیشنهادی (۱) زادروز (۱) حمید هامون (۱) ccd (۱) حدیث بی قراری ماهان (۱) از خود با خویش (۱) سیره عملی امام رضا (ع) (۱) ارتباط با آمریکا (۱) عطا الله مهاجرانی (۱) عزّت نَفس (۱) بایگانی (۱) انتخابات ریاست جمهوری دهم (۱) دانه (۱) آقا بابا (۱) محمود جوادی (۱) ایران آزاد (۱) مدعی (۱) engineer (۱) حکیم ابوالقاسم فردوسی (۱) غاز (۱) علی مطهری (۱) بالنگو (۱) آبروی انسان (۱) صدقه پنهانی (۱) مرد سیه چرده (۱) طنز تلخ (۱) سارا زرعکانی (۱) دکتر زهرا رهنورد (۱) ساسکاتون ساسکاچوان (۱) ویندوز 10 (۱) دکتر حمید دباشی (۱) نژادستیزی (۱) ژازه تباتباای (۱) قرمز و دیگران (۱) ادوارد بولور لیتون (۱) کاردینال ریشلیو (۱) من چارلی نیستم (۱) مشکل استارت start menue (۱) cortana کرتانا (۱) دانشگاه سسکچوان (۱) سسکچوان (۱) ایالت سسکچوان (۱) پایپینگ (۱) شیخ مهدی کروبی (۱) روح الله حسینیان (۱) جاوید قربان اوغلی (۱) اجلاس دوربان 2 (۱) تاگوچی (۱) آیت الله خمینی (۱) سودان (۱) مهدی بازرگان (۱) رییس جمهور ایران (۱)