امیر
تماس با من
نمایه من
نویسنده (های) وبلاگ امیر
آرشیو وبلاگ
      قنات میرزا

روزگاری قمن و قیصر ها نویسنده: امیر - سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸

    اگر همین لحظه زمین را ترک کنم، راشیم. من با انسان های بزرگی همنفس شده ام. کسانی که اسمشون کافیه تا خاطراتشون تنم را بلرزونه.

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

کیمیایی الان با کیمیایی که این اسم را بزرگ کرد تفاوت داره. مونولوگ (تک گویی) بهمن مفید بزرگ را در قیصر چه زمانهای درازی که با بچه ها تمرین میکردیم. به احترام اون روزها نه، به احترام بازی ماندگار این مرد و تازگی همیشگی فیلم قیصر اون را با هم میخونیم :

 

-         تو چرا این ریختی شد؟ کی زدتت؟

-         قصش درازه

-         کجا؟

-         هیچی . من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد ،علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود.

-         کریم؟ کدوم کریم؟

-         کریم آق منگل، میشناسیش. آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم اصلا ما تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجو جور شد، رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم. اولیو رفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آ شیخ علی نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا، گفت به سلامتی میتی. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن داراومد بیرون. رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن. پریدم تو هتل. اومدم دم کوچه مهران اَ بقل این نرقه فروشیه. اومدم پایین یه سر و هیکل میزونه، اینجوریه، زد بهم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفت عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش بم زد از اولیش قایمتر زد. دست کردم جیبم که برم و بیام چشام وا دیدم مریض خونه آم. حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده. آره، خوبیت نداره، واردین که

 

  نظرات ()
نگاره خیابان آزادی نویسنده: امیر - چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸

اینجا خیابان آزادی یه :

خیابان آزادی، خیابان رخدادهای بزرگ. این نگار از بالای پل پیاده رو روبروی وزارت خانه کار گرفته شده است.

 

خیابان رخدادهای بزرگ

 

 ××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

    این نگاره را برای نکته قشنگی که توش هست انداختم. به طرحی که از نرده های فلزی خط اتوبوس و خطوط سفید محل گذر پیاده ها ( و البته خط زرد روی آسفالت ) به وجود میاد نگاه کنید. انگار برج آزادی روی زمین کشیده شده.

  نظرات ()
بازخوانی یک داستان: گوسفندی که گرگ شد نویسنده: امیر - دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸

    به یاد میارم سال ها پیش کتاب های عزیز نسین، نویسنده و شاعر طنّاز ترک در ایران بسیار پر فروش و پر طرفدار بود. قطع جیبی داستان های طنز و کوتاهی اون ها باعث بود که بشه کتاب ها را به راحتی همه جا همراه برد و خواند. این بود تا فرمان امام خمینی مبنی بر مرتد بودن سلمان رشدی و حمایت نسین از او. کتاب ها جمع آوری شد، بعضی جاها سوزانده شد و مثل این کارها که شرحش لازم نیست چون همه میدانیم که برخی اینجور موقع ها چطوری عمل میکنند.

    من جوان بودم، تازه خواندن را یاد گرفته بودم، در خیابانی زندگی میکردیم و بالطبع چون کوچه ای نبود، دوستان کوچه ای هم نبود. تنها سرگرمی من کتاب خواندن بود و من مثل گرسنه ای با ولع هرچی به دستم میرسید میخواندم. کسی هم نبود که راهنماییم کنه که مثلا این را بخوان و این یکی را سه سال بعد بخوان. میخواندم. تا اونجا که کتاب های نسبتا زیاد قفسه های مادر و پدر را چریدم! و به گنجینه های فامیل حمله کردم! از نویسنده های محبوبم عزیز نسین بود به خاطر طنز شرقی و گاهی شرقی - غربی آثارش که نمونه اش در فارسی ها برای من ناشناخته بود. با ذکر این نکته که کتاب طنز آن موقع کم بود، الان که کمتر هم هست. همون روزهای ابتدای دبستان بود که کتابی را کشف کردم در قطع جیبی و جلد قرمز با طرحی ساده از کسی با قلمی در دست که همیشه رو جلد کتاب های نسین تکرار می شد و من فکر می کردم این همون عزیز نسین ئه و اسم کتاب این بود:

« گوسفندی که گرگ شد »

    اوّلین داستان کتاب همونی بود که کل مجموعه به اون نام شناخته میشد. من به شوق طنزهای خنده دار نسین، که البته همگی بلا استثنا طنز تلخ بودند امّا از من ٧ یا ٨ ساله انتظار درک تلخی اون طنز نمی رفت، شروع کردم به خواندن کتاب. تلخی این داستان و مهارت بالای ترجمه که اون تلخی را به خوبی منتقل کرده بود ... الان به خاطر اثر عمیق اون داستان فکر می کنم برای من در اون سن انتخاب خوبی نبود.

    داستان در مورد یک چوپان بود و یک گوسفند، یک برّه. چوپان از شیر گوسفند میخورد و پشم و اضافی شیر و کره و ماست و پنیرش را می فروخت و زندگی را به خوبی می گذراند. تا اینکه یه روز به گوشت گوسفند طمع کرد. چاقوش را تیز کرد و آروم آروم به گوسفند نزدیک شد. برّه بی گناه که مشغول چرا بود به گمان اینکه چوپان اومده تا باهاش بازی کنه، براش نی بزنه یا پشم نرمش را نوازش کنه سرش را بلند کرد امّا دید چشم های چوپان را خون پر کرده. به دستهاش نگاه کرد و برق چاقو را دید. ترسید. غقب عقب رفت. به چوپان گفت :

    - میخوای چیکار کنی؟ تو چوپان منی، باید ازم نگهداری کنی. میخوای منو بکشی؟

    چوپان چیزی نگفت چون چیزی نمی شنید. خون جلوی چشم هاش را گرفته بود. تند کرد که به گوسفند برسه. گوسفند فرار کرد. دوید و دوید. چوپان به سگش گفت گوسفند را بگیره. گوسفند دور شده بود و سگ به دنبالش می رفت و چوپان هم در پی اونها. گوسغند التماس می کرد:

    - تو که شیر و پشم من را داری، دست از سرم بردار. منو نکش. یاد روزهای خوب گذشته امان بیافت.

    ولی گوش چوپان بدهکار نبود. روزها گذشت و هفته ها و ماه ها و این گریز و تعقیب ادامه داشت . کم کم دنبه گوسفند آب شد و از اون پوستی موند. پشمش به سنگ ها و شاخه ها و تیغ ها گیر کرد و کنده شد. از پوست خونینش موهای ژولیده سیاه رویید. گوسفند رو به چوپان فریاد زد:

    - چوپان دوست من باش. به سگت بگو دنبالم نکنه.

    طمع چوپان کم نمی شد. توان گوسفند را کم شده می دانست و سفره را نزدیک.  چربی بدن گوسفند آب شد. شکمش رفت تو. گوسفند همونطور که می دوید به عقب رو کرد و با آخرین توانش به چوپان گفت:

    -  از گوشت من بگذر. تو کارت حمایت از من ئه. آزارم نده.

    ولی چوپان جز صدای باد چیزی نمی شنید. جای سم های قشنگ گوسفند را چنگال هایی گرفته بود تا در فرار کمکش کنه. دندان هاش ساییده و تیز شده بود. گوسفد می دوید و سگ به دنبالش و دورتر از اونها چوپان و حماقتش. گوسفند صدا زد:

    -چوپان ...

    صداش کلفت شده بود و سوزی در اون شنیده می شد. چوپان از دور دید که سگ به گوسفند رسید. دید که سگ به روی گوسفند پرید. قدم ها را تند تر کرد تا بهشون برسه. دید که یکی به زمین افتاد، زوزه ای کشید و جان داد. خوشحال شد. رسید. دید که سگش مرده. گوسفند برگشت و به چوپان نگاه کرد. چشم هاش قرمز شده بود. دندان هاش تیز شده بود. جای پشمش موهای سیاه روییده بود. سم نداشت، چنگال های تیزی داشت که خونی شده بود. چوپان عقب عقب رفت. دیر شده بود. گرگ به روی چوپان پرید و کشتش. خون چوپان روی صخره ها ریخت و جمله ای نوشت.

 

××××××××××××××××××××××××××××××××××××

اون جمله بصورت دقیق یادم نیست. واسه همین نمیخواهم خرابش کنم. کتاب را گیر بیارید و داستان را از زبان خود نویسنده بخوانید و اون جمله را پیش خودتون نجوا کنید.

××××××××××××××××××××××××××××××××××××

  نظرات ()
ای آب های جهان، ما دانه ایم نویسنده: امیر - یکشنبه ٦ دی ۱۳۸۸

هر قطره استعدادی است

استعداد نهانی عصیان

آنگاه که می چکد، می افتد، می ریزد

چون چشمان دانه ای در خاک 

سالهاست

منتظر است

×××××××××××××××××××××××××××××××××××

هر آب قطره می شود و

هر قطره، قطره ایست

از اشک، خون، آه یا دعا

آنگاه که می چکد، می افتد، می ریزد

گنجای پنهانی هست که گردنکشی کند

هر قطره آب می شود

تا دانه های منتظر این خاک را

بارور کند

این دانه هر چه پرده و دیوار را خواهد شکست

×××××××××××××××××××××××××××××××××××

ای آب های جهان، ما دانه ایم

ما خون داده ایم

ما خاک تیره را به سوی خدا ترک میکنیم

ای آب های جهان

  نظرات ()
فونت های زیبای فارسی نویسنده: امیر - شنبه ٥ دی ۱۳۸۸

برای تایپ پایان نامه دچار مشکل شدم. کلک (فُنت) لُتوس (لوتوس) نداشتم! از کلک (فونت) B Lotus هم خوشم نمیاد! گشتم و گشتم و بالاخره پیداش کردم. با یه سری فونت مناسب دیگه جمعش کردم توی فایل بایگانی و بارش کردم روی وب. اگر لازم دارین از اینجا پیاده اش کنید. کلک های زیر را براتون توش جاسازی کردم :

لُتوس - نازنین - زر - تیتر - ترافیک - تاهُما - فردوسی - ایران نستعلیق و کلّی بسم الله الرحمن الرحیم و نمادهای مذهبی و کشوری که به دردتون میخوره. برای استفاده از آنها هم بعد از نصب کلک کافیه که هر کدام از دکمه های مربوط به حروف یا اعداد را بزنید. به ازای هر کاراکتری یه نماد نعریف شده.

Farsi Fine Fonts

پایدار باشیم

  نظرات ()
پایین و حتی کمی بالاتر از آن نویسنده: امیر - چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸

    من در اوج زندگی غوطه میخورم. دروغ نیست، الان بیست سالگی نیست با همه سبکسری ها یا بیست و چهارسالگی و یا مثل اینها. الان من باید در اوج کارآمدی و بهره وری و نبوغ تمام دوران زندگیم باشم. الان من باید از هرچه اندوخته ام و بی اغراق کم هم نیست سود ببرم و بسازم و آباد کنم، بی نقطه

در عوض

به جاش من اینجام، با روحی که مرگ نزدیکشه و با جسمی که خسته است و فکری که گرفتار سیاست های ناجوانمردانه روزگار شده و روانی که از این همه بار آزرده است.

من بد نیستم. اینجا بد نیست. خیلی چیز های دیگه هم هست، که بد نیست، نه بد نیست امّا درد واقعی یه، هنوز هم بی نقطه

  نظرات ()
مطالب اخیر پایان روزمرگی مشکل غیر فعال شدن Start menu و Cortana بعد از به روز رسانی ویندوز 10 استانداردهای چندگانه چه کسی میگوید قلم از شمشیر بران‌تر است؟ چه کسی قلم را بران میخواهد؟ سه شنبه ها شنبه ۸ آذر ۱۳٩۳ عصر پاییزی آ مثل آدمکش! War on Terror, War on Muslims? زادروز شما خجسته آقای رییس جمهور
دوستان من زاویه نیروانا رامونا مداد سبز بی ایوان ماه رقصان آ مثل کلمه رولت روسی دانه های ریز ادامه مداد سبز جزیره اسرار آمیز معصومه قلی پور حلزون خانه به دوش Words Are Timeless حزب جوانان زیر آفتاب همشهری کاوه قدیمی دخترک کولی - فرزانه ثابت خاطرات روابط عمومی ايرانی گارفیلد در جستجوی خویشتن تو راه خانه ما را دوباره گم کردی نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها آروین نیکزاد با Spontaneous Outbursts کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت
پیوند های خوب آنچه من از زبان فرانسه آموختم آموزش زبان فرانسه سخن های داریوش سجادی سخن، سایت کتاب و نشر الکترونیک ایران آشنایی با سینما و تیاتر
کلمات کلیدی وبلاگ امیر ابوالحسنی (٧) ایران (٤) محمود احمدی نژاد (٤) حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمد خاتمی (۳) میرحسین موسوی (٢) روسپیان (٢) امیرابوالحسنی (٢) مهندس میرحسین موسوی (٢) ایرانیان سسکتون (٢) سسکتون (٢) سیّد محمّد خاتمی (٢) دولت نهم (٢) مهدی کروبی (٢) بحار الانوار (٢) کانادا (٢) نطنز (٢) انتخابات دور دوهم ریاست جمهوری (٢) دانشگاه علم و صنعت ایران (٢) اهالی عصا (۱) curtipot (۱) ivano gebhardt rolf gutz (۱) pka database (۱) answerscom (۱) مدل سازی ترمودینامیکی (۱) تعادلات مایع – مایع (۱) محلول های پلیمری (۱) دکتر فرزانه فیضی (۱) تنظیمات ویندوز (۱) مرتضی پاشایی (۱) بی اختیاری (۱) بی همه چیز (۱) و همه چیز (۱) (دانلود) پیاده کردن کلک (فونت) فارسی (۱) لُتوس (لوتوس) (۱) گوسفندی که گرگ شد (۱) سگ گله (۱) خیابان رخدادهای بزرگ (۱) پل پیاده رو (۱) خیابان بهبودی (۱) آ شیخ علی نامرد (۱) کریم آق منگل (۱) حصر (۱) سَسکتون (۱) سَسکچوان (۱) سَسکَتون (۱) سَسکَچوان (۱) پتاس (۱) اُرانیُم (۱) آموزگاری (۱) اریسمان (۱) قدیمی ترین شهر پیشه وری (۱) کندز (۱) امامزاده سادات (۱) کانون تیاتر دانشگاه علم و صنعت ایران (۱) محمد جباری موسی آبادی (۱) انتخابات سال 1388 (۱) سینه ستبر (۱) شربت زعفران (۱) تخم ریحون (۱) ایرانی ها در سسکتون (۱) آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی (۱) بیداری اسلامی (۱) سپیده شاه کرمی (۱) خطبه های نماز جمعه (۱) الغدیر (۱) تیتراسیون (۱) بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی (۱) مصطفی محقق داماد (۱) مهندس امیر ابوالحسنی (۱) مهنس عزّت الله سحابی (۱) طراحی آزمون یا doe (۱) کشت بستر جامد (۱) حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی (۱) محمد یعقوبی (۱) فراسنجه (۱) شوند (۱) ورآوری (۱) فروبری (۱) روش های سنجش پروتئین (۱) روش های جذبی و طیف سنجی (۱) روش های انزایمی و زیستی (۱) بهمن مفید (۱) مهندس فرایند (۱) انزایم های پکتینُلیتیکی (۱) انزایم پلی گالاکتروناز (۱) دی نیترو سالیسیلیک اسید (۱) قندهای احیا کننده (۱) lowry protein assay (۱) phaneochaete chrysosporium (۱) bradford protein quantitation (۱) biuret protein assay (۱) بچه های علم و صنعت (۱) تغییر (۱) خاک (۱) سوخت های نو (۱) مهندس (۱) قلم (۱) اوباما (۱) کودتا (۱) اندازه (۱) محبوب (۱) قیصر (۱) نان (۱) پارسی (۱) حسین فدایی (۱) ان (۱) دکتر عبدالکریم سروش (۱) بامداد (۱) سوخت های فسیلی (۱) piping (۱) محسن صفایی فراهانی (۱) عزیز نسین (۱) بسم الله الرحمن الرحیم (۱) پاکسازی (۱) انرژی های نو (۱) معلم (۱) قطره (۱) روستا (۱) خیابان آزادی (۱) مهندسی (۱) مهاجرت (۱) عصیان (۱) حافظ (۱) تئاتر (۱) نجف دریابندری (۱) شیخ صدوق (۱) جنگ (۱) مسلمان (۱) سوریه (۱) خواستگاری (۱) دادگاه (۱) نیجریه (۱) خسرو شکیبایی (۱) الهام میرزاحسین کاشانی (۱) سوخت (۱) خدا (۱) هاشمی شاهرودی (۱) اصلاحات (۱) زعفران (۱) معشوق (۱) رسانه (۱) وبلاگ (۱) غزل (۱) انقلاب (۱) مراسم (۱) سینما (۱) نفت (۱) احمد شاملو (۱) انتخابات ریاست جمهوری (۱) بی قراری (۱) بسته پیشنهادی (۱) زادروز (۱) حمید هامون (۱) ccd (۱) حدیث بی قراری ماهان (۱) از خود با خویش (۱) سیره عملی امام رضا (ع) (۱) ارتباط با آمریکا (۱) عطا الله مهاجرانی (۱) عزّت نَفس (۱) بایگانی (۱) انتخابات ریاست جمهوری دهم (۱) دانه (۱) آقا بابا (۱) محمود جوادی (۱) ایران آزاد (۱) مدعی (۱) engineer (۱) حکیم ابوالقاسم فردوسی (۱) غاز (۱) علی مطهری (۱) بالنگو (۱) آبروی انسان (۱) صدقه پنهانی (۱) مرد سیه چرده (۱) طنز تلخ (۱) سارا زرعکانی (۱) دکتر زهرا رهنورد (۱) ساسکاتون ساسکاچوان (۱) ویندوز 10 (۱) دکتر حمید دباشی (۱) نژادستیزی (۱) ژازه تباتباای (۱) قرمز و دیگران (۱) ادوارد بولور لیتون (۱) کاردینال ریشلیو (۱) من چارلی نیستم (۱) مشکل استارت start menue (۱) cortana کرتانا (۱) دانشگاه سسکچوان (۱) سسکچوان (۱) ایالت سسکچوان (۱) پایپینگ (۱) شیخ مهدی کروبی (۱) روح الله حسینیان (۱) جاوید قربان اوغلی (۱) اجلاس دوربان 2 (۱) تاگوچی (۱) آیت الله خمینی (۱) سودان (۱) مهدی بازرگان (۱) رییس جمهور ایران (۱)