امیر
تماس با من
نمایه من
نویسنده (های) وبلاگ امیر
آرشیو وبلاگ
      قنات میرزا

همگی گوش به زنگ هستیم نویسنده: امیر - یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۸

    طوفانی بود سخنرانی آیت الله رفسنجانی در نماز جمعه، همه به این موضوع باور داریم. حتّی اگر این حرف ها از ته دل نباشد، حتّی اگر برای آن باشد که مردم گمان کنند در حکومت هنوز گوش شنوایی هست و کسی را دارند که از آنها حمایت میکند، چنان نور امیدی در دل مردم روشن کرده که به هیچ وجه نمیشود از آن خطبه ها استفاده سو کرد.

    مواضع آیت الله رفسنجانی میانه روی نبود، که اگر بود باید گاهی به نعل هم میزد، اصولگرایی و عدالت محوری محض بود. مگر زمانی که چنین فضاحتی به بار می آید، اینجوری در رای مردم دست می برند و یک خود فروخته میهن فروش را به جای رییس جمهور قانونی جا میزنند میشود میانه روی کرد؟ اینجاست که معنای میانه روی را باید عوض کرد. آیت الله رفسنجانی نه تنها خصوصیّات درست یک رهبر را در سخنان و تفکّرات پشت این سخنان تبیین کرد، که نشان داد بزرگی تا چه حد است. در این دو خطبه، ایشان با وجود در اختیار داشتن زمان و مکان مناسب حتّی به واژه ای هم از خود و خانواده اش دفاع نکرد. فکر کنید به جای ایشون احمد نژاد بود،چه ننه من غریبم بازی در می آورد و فریاد من چه مظلومم ای مسلمین ای سر میداد! اینجاست که بزرگی خودش را نشون میده. اینجاست که سیاست خودش را نشون میده.

------------

    جناح طرفدار کودتا و کودتاچی و ملتزمین به رکاب احمدی نژاد به شدّت از این سخنرانی عصبانی هستند. هنوز به جمع بندی درستی هم نرسیده اند و فعلا مشغول حملات بی هدف و تهمت های همیشگی به آقای رفسنجانی هستند. حدس میزنمحمله های هدف دارشون از سه شنبه و بعد از جمع بندی های کلی آغاز بشه و تقریبا مطمئنّم یکی از استراتژی ها تبلیغ برای کسی ئه که همین حالا هم تنها دارند جواب سستش را به خطبه های نماز جمعه تو بوق میکنند. از نسل ما و قبل از ما کی هست که افتضاحات آیت الله یزدی را به یاد نداشته باشه؟ کیه که بلایی را که سر دستگاه قضایی آورد و اون را به یه خرابه و ویرانه تبدیل کرد یادش نیاد. همین فرد مشروعیّت نظام مردم ساز جمهوری اسلامی را از جانب خدا دانسته و گفته این نظام به رای مردم برای مشروعیّتش نیاز نداره!

    آخه آیت الله! اگر مردم نباشند که همین عبدالمالک ریگی هم میتونه این نظام را ور بندازه. مگه محمود افغان نبود که با بیست نفر چوبدار اومد و تاج سلطان حسین را برداشت؟ مگه حکومت سلطان حسین شیعی نبود؟ با استدلال تو حکومت اون هم از طرف خدا مشروعیّت داشته. پس چرا ور افتاد؟ اون هم با اون فضاحت. نه آقای یزدی . خودت را و این نضام را به الوهیّت وصل نکن. شما نایب بر حق امام زمان نیستی. نه حتّی اگر دست خط آقا را از تو مدارک وزارت خارجه در بیاری و تو صدا و سیمای ملّی به مردم نشون بدی. جمهوری اسلامی، مثل پادشاهی عربستان یا جمهوری خلق چین یا دیکتاتوری کنگو یا دموکراسی سوییس یه حکومت که ساخته انسان ئه و هیچارتباطه هم به ماورا نداره. یا باید متکّی به نیروی نظامی و زور باشه و یا به اعتماد و پشتیبانی مردم. یادت هم باشه به سرنیزه میشه تکیه کرد امّا نمیشه روش نشست. مولا علی (ع) هم با اینکه بیست و اندی سال امام بود امّا تا پشتوانه مردم را نداشت نتونست حاکم باشه. در بین شما که امامی هم نیست.

--------

و امّا خواهشم از شما. به احتمال فراوان سایت ها و افرادی به زودی تبلیغاتی را شروع میکنند مبتنی بر جابجایی آیت الله یزدی به جای آیت الله رفسنجانی در مجلس خبرگان (مثل مواردی که لاریجانی را با  لولوی حدّاد عادل می ترسانند) . البتّه این حرف ها بی اثر هستند چون این تغییر هزینه بسیار بزرگی است و آقای خامنه ای زیر بار آن نمی رود به علاوه ترکیب فعلی مجلس خبرگان تن به چنین کاری نمی دهد و آرای آقای رفسنجانی محکم هستند. با این حال ما به عنوان مردم نباید اجازه بدهیم از چنین اهرم هایی برای فشار به آقای رفسنجانی استفاده کنند. باید سعی کنیم فضایی آرام برای حرکت ایشان آماده کنیم تا حدّاقل از هزینه های ایشان کم کنیم. برای همین خواهش میکنم به دقّت فضا را رصد کنید و هر کسی را که سعی در تخریب و تهدید آقای رفسنجانی داشت معرّفی کنید. سایت های مربوطه باید توسط متخصصان سبز محدود بشوند و سخنان گفته شده بصورت مستدل و قانع کنند پاسخ داده شوند. ما به سلاح عقل و منطق تجهیز شده ایم و آنها از این میترسند، خیلی می ترسند.

 

  نظرات ()
احمدی نژاد، تو آبروی ایرانیان را به حراج گذاشته ای نویسنده: امیر - یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۸

نمی خواهم امروز مطلبی از خودم را پست کنم. در ادامه نوشته ای را از سفیر قبلی ایران در آفریقای جنوبی می خوانید در مقایسه نتایج حاصله از دولت سیّد محمّد خاتمی در اجلاس دوربان ١ با نتایج به دست آمده توسّط دولت آقای احمدی نژاد ( و به رهبری خود ایشان) در اجلاس دوربان ٢ :

کنفرانس دوربان 2 که چند روز قبل در مقر اروپایی سازمان ملل متحد در شهر ژنو برگزار شد، ادامه کنفرانسی است که شهر دوربان آفریقای جنوبی در سال 2001 میلادی میزبان اولین اجلاس آن بود. دوربان مرکز استان کوازولوناتال ، شهری در 640 کیلومتری جنوب شرقی پرتوریا پایتخت این کشور است. در آن زمان بزرگترین مکان برگزاری اجلاس‌های بین‌المللی این کشور را در خود جای داده بود.

اینکه می‌گویم «در آن زمان» به این علت است که در فاصله 2-3 سال دو مرکز همایش‌های بین المللی با استاندارد‌های بسیار بالا در شهرهای ژوهانسبورگ (سندتون) و کیپ تان ساخته و مورد بهره بردای قرار گرفت. اجلاس دوربان در حقیقت ادامه دو اجلاس «کنفرانس جهانی علیه نژاد پرستی، تبعیض نژادی، بیگانه ستیزی و نابردباری» بود که در سال‌های 1978 و 1983 در مقر اروپایی سازمان ملل متحد در شهرژنو برگزار شده بود. انگیزه و هدف اصلی برگزارکنندگان این کنفرانس که تحت هدایت یونسکو نوعا توسط سازمانهای مردم نهاد(NGO)هدایت می‌شد فشار بر رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی بود که کریه ترین چهره حکومت در قرن بیستم بود. در آن سال‌ها هنوز رژیم آپارتاید بر سرزمین زیبای آفریقای جنوبی حاکم بود.

علت برگزاری سومین نشست این کنفرانس در دوربان نیز شاید به پاس به ثمر نشستن تلاش‌های بین المللی برای فروپاشی نظام آپارتاید (1994) و روی کار آمدن نظامی دموکراتیک، غیر نژادی و بر اساس یک نفر یک رای بود.

در اجلاس دوربان 1 در غیاب آقای خاتمی، سرپرستی هیات شرکت کننده از ایران در این اجلاس به عهده وزیر خارجه کشورمان بود. هیات شرکت کننده از کشورمان دو بخش بود. هیات رسمی به ریاست وزیر خارجه و تیم چند نفره‌ای از مدیران و کارشناسان بخش بین المللی وزارت خارجه. هیات غیر رسمی متشکل از شامل سه نفر از نمایندگان مجلس و تعداد قابل توجهی سازمان‌های غیر دولتی بود که انصافا با عده کم (در مقایسه با دیگر کشورهایی که در اجلاس حضور داشتند) فعالیت چشمگیر و تاثیرگذارداشتند.

همراهان آقای خرازی چند نفر از کارشناسان بخش امور بین المللی وزارت خارجه بودند که دو روز قبل از آقای خرازی تحت سرپرستی دکتر ظریف معاون امور حقوقی و بین المللی وارد آفریقای جنوبی شده و بحث‌های پرچالش و نفس گیر نشست کارشناسان را اداره می‌کردند. اگر اشتباه نکرده باشم (به دلیل ضیق وقت نگارش این مطلب فرصت مراجعه به منابع فراهم نشد) سران کشورهایی که در این کنفرانس حضور داشتند حدود 20 رئیس کشور بود. دولت میزبان احترام فوق العاده‌ای به هیات ایرانی گذاشت و آقای دکتر خرازی در حد همان روسای کشورها (کوبا، الجزایر، یاسرعرفات و...) پذیرایی شد.

اغراق‌آمیز نیست اگر گفته شود هیات نمایندگی رسمی کشورمان در مذاکرات کمیته‌های متعدد و از جمله کمیته تدوین بیانیه جو اجلاس را کاملا در دست گرفته و کارشناسان متبحر همراه دکتر ظریف به نحو غیر قابل تصوری بر تدوین بیانیه نهایی تاثیر گزار بودند. همان بیانیه‌ای که خشم امریکا و اسراییل و ترک زود هنگام از سوی این دو را در پی داشت. این همان بیانیه‌ای است که طی 8 سال گذشته پس از اجلاس دوربان آمریکا، اسرائیل و برخی دیگر از کشورهای غربی در پی لغو بندهایی از آن هستند. اگر باور داریم که در دنیا هیچ کشوری انگیزه جدی رویارویی و مقابله با اسراییل را ندارد لاجرم باید بپذیریم که این هیات ایرانی بود که یک تنه ابتکار عمل کنفرانس و بند بند بیانیه نهایی به ویژه درباره اسرائیل و صهیونیسم را در دست داشتند و با درایت و به‌کارگیری دیپلماسی هوشمندانه و تاثیر گذار به اهدافی که مد نظر نظام مقدس جمهوری اسلامی بود جامه عمل پوشاندند.

در زمان سخنرانی خرازی هیچ هیات غربی محل اجلاس را ترک نکرد. هیچ توهینی به کشورمان صورت نگرفت و امریکا و اسراییل که بازنده اصلی کنفرانس دوربان بودند با شرمندگی اجلاس را ترک کردند.مصوبه جنجالی برابری صهیونیسم با نژاد پرستی حاصل کار همان تیم چند نفره ایران بود که با شگردهای دیپلماتیک و به دور از هیاهو و غوغا بود که جو اجلاس را در دست گرفته و تمام هیات‌هایی را که انگیره‌های کمتری داشتند را با خود همراه کرده و یک اجلاس عادی را به آتشفشانی علیه اسرائیل تبدیل نمودند.

هفته گذشته آقای رئیس‌جمهور به اتفاق یکی از معاونین (مشایی) و سه تن از وزار (از جمله وزیر خارجه) در اجلاس دوربان 2 شرکت کرد. علی رغم تلاش‌های امریکا، اسرائیل و تعدادی از کشورهای غربی برای حذف بندهای ضد صهیونیستی مصوبات دوربان 1 و موفقیت نسبی به دلیل جو شدید ضد صهیونبستی و احتمال تشدید آن در اجلاس تعدادی از کشورهای غربی پیشاپیش در اعتراض به مفاد پیش نویس بیانیه نهایی اقدام به تحریم کنفرانس کردند و در حالی که روند اجلاس نشان از کنفرانسی ضد صهیونیستی داشت با سخنرانی تند و تیز و تکراری آقای احمدی نژاد جو کنفرانس به شدت از ضد صهیونیستی به سمت و سوی ضد ایرانی تغییر کرد.

تعداد زیادی از هیات‌های نمایندگی محل اجلاس را در حین سخنرانی رئیس جمهور کشورمان ترک کردند که در عرف دیپلماتیک توهین تلقی می‌شود. به سوی ایشان اشیایی را پرتاب کردند و او را نژادپرست خواندند. تقریبا تمامی کشورهای غربی شرکت کننده وآقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل در بیانیه‌ها ی جداگانه‌ای سخنان احمدی نژاد را با الفاظ غیر معمول و تندی محکوم کردند و از همه مهم تر جو اجلاس کاملا به نفع اسراییل تغییر کرد.

قصد پرداختن به حادثه تلخ و دردناک ژنو را نداشتم ولی چگونه می‌توان در مقابل واقعه‌ای تلخ و غیر قابل تحمل ساکت بود. نمی‌دانم بر اساس قانون اساسی رئیس جمهور کشور در مقابل اعمال خود باید به کجا جواب دهد. مجلس یا.....؟

نگارنده این سطور قصد ورود به مسائل داخلی، ندارد...اما توهین به حثییت و آبروی ملت در مقابل دیدگان میلیون‌ها بیننده در تلویزیون‌ها و سایت‌ها چگونه جبران خواهد شد؟ به اذعان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، میلیون‌ها نفر در سراسر جهان این رویداد را مشاهده کردند و بسیاری دیگر هم که به صورت زنده موفق به تماشای آن نشدند، در بخش‌های مختلف خبری، از شبکه‌های گوناگون تلویزیونی، و یا با یک جستجوی ساده در اینترنت، به تماشای آن نشستند. چرا باید کاری کرد که حتی دبیر کل سازمان ملل که این کنفرانس تحت اشراف همین سازمان و رئیس آن برگزار می‌شود آن بیانیه غیر متعارف (و توهین آمیز) را علیه سخنرانی رئیس جمهور کشورمان صادر نماید.

رئیس جمهور سمبل یک ملت است. توهین به رئیس یک کشور توهین به یک ملت است. چه کسی در مقابل این ندانم کاری‌ها که ممکن است خدای ناکرده اغراض سیاسی و شخصی در پشت آن باشد مسول است؟
قضاوت من این است که هیات کارشناسی ایران در سال 2001 با بهره گیری از کارشناسان قوی و دیپلماسی هوشمندانه یک اجلاس عادی را به آتشفشانی علیه اسراییل تبدیل نمود و در اجلاس 2009 هیات بلند پایه کشورمان در سطح رئیس جمهور و چندین معاون رئیس جمهور و وزیریک اجلاس ساخته و پرداخته ضد صهیونیستی را به طوفانی ضد ایرانی تبدیل کردند.

واقعا کدام روش عقلانی و به صلاح کشورمان است؟ مقایسه این دو اجلاس و قضاوت را به خوانندگان واگذار می‌کنم.

جاوید قربان اوغلی، سفیر وقت ایران در آفریقای جنوبی

ادامه مطلب ...
  نظرات ()
  نویسنده: امیر - چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧

توی وبلاگ اندیش ناک که به قولی دست نوشته های سیاسی و تشکیلاتی و یک دانشجوی فلسفه است (که کاش به درس هایش توجه بیشتری داشته باشه چون هم از فلسفه دو هستند و هم از سیاست و هم از منطق) نوشته ای هست در رابطه با هشدار به حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمد خاتمی (با تاکید جالبی روی عنوان دکتر) . در جواب این نوشته کسی به نام مهدی نوشته زیر را قرار داده :

تعدادی از شاهکارهای بزرگی که دولت نهم انجام داد و معمولا ‏یکی از آنها برای سقوط هر دولت یا حکومتی کافی است، برایتان بازگو کنم.
پیش بینی: رئیس جمهور پیش بینی کرد نفت زیر صد دلار نمی آید، دلار سقوط می کند، تورم ‏تک رقمی می شود و اوباما رئیس جمهور آمریکا نخواهد شد، او تنها سیاستمدار ایرانی است ‏که تمام پیش بینی هایش غلط بوده است.‏
انرژی: در شرایطی که قیمت نفت بالای صد دلار بود، در عرض یک ماه 900 نفر بخاطر ‏نداشتن نفت و گاز و برق از سرما مردند.‏
پورنوگرافی: یک و نیم میلیون زن و دختر و پسر بوسیله پلیس مورد اخطار اخلاقی یا ‏بازداشت قرار گرفتند و رئیس پلیس، روحانی شهر، نماینده مجلس و معاون وزیر پس از ‏تجاوز به دختران آزاد شدند.‏
میلیونرها: میلیونرها را از دولت و حکومت بیرون کردند، میلیاردرها را به جای شان آوردند.‏
دشمن عزیز: آمریکایی ها سه سال پشت در ....(اتاق) رئیس جمهورمان ایستاده بودند تا بیاید ‏بیرون و با او حرف بزنند، حالا سه سال است رئیس جمهور برای رئیس جمهورشان نامه ‏عاشقانه می نویسد، اما کسی جوابش را نمی دهد. ‏
پول پول پول: در عرض چهار سال 250 میلیارد دلار که بودجه ده سال مان بود، خرج کردیم ‏و از نظر اقتصادی در عرض چهار سال به اندازه بیست سال عقب رفتیم.‏
مدیریت جهان: دولتی که قرار بود مدیریت جهان را در دست بگیرد، تمام سازمانهای برنامه ‏ریزی و مدیریت کشور را از بین برد.‏
کلمبوس: استاد ایرانی دانشگاه کلمبیا را به ایران آوردند و زندانی کردند و وادارش کردند که ‏در تلویزیون از دولت تمجید کند، در عوض رئیس جمهور به کلمبیا رفت و جلوی چشم 500 ‏میلیون بیننده تلویزیونی بدترین حرف ها را به او زدند.‏
صندوق بسیار سرخ: دولت ایران به ده کشور پول داد، اما هیچ کشوری در رای گیری ‏سازمان ملل به نفع ایران رای نداد.‏
انتخابات عادلانه: کسی که با تقلب روی کار آمد، کسی را که متهم به قتل مخالفان بود برای ‏برگزاری انتخابات برگزید، بعد او را برکنار کرد و یک متهم به تقلب و تجاوز را به جای او ‏گذاشت و چون نتوانست از او دفاع کند، یک نظامی که از طریق ارتباطات دولتی میلیاردر ‏شده است، برای برگزاری انتخاب آزاد تعیین کرد.‏
دولت یکدست: یک دست ترین دولت سی سال اخیر تا به حال نیمی از اعضایش را بخاطر ‏ناهماهنگی برکنار کرده است.‏

گفتم بد نیست بخوانیدش. به هر حال این ها بخشی از حقایق تلخ مربوط به دولت نهم هستند که گرچه با لحن تند و کمی از روی حرص نوشته شده.

به هر حال این آقای سینا کمالخانی اینقدر منصف بوده اند که نظرات را بدون کم و کاست و فیلتر منتشر کردند من از این بابت ازشون سپاسگذارم. آقایی هست به اسم امیر حسین ثابتی در وبلاگ دست نوشته های یک دانشجو با نثری عاشقانه و افکاری متعصبانه نسبت به آقای احمدی نژاد که گویا به هیچ وجه تحمل نظرات من را نداره ... باز صد رحمت به آقای کمالخانی.

  نظرات ()
ارتباط با آمریکا نویسنده: امیر - شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧

    نیاز به بیگانگان ارثیه است که از قرن های پیش برای مردم سرگردان و بی هویت شده ایران باقی مانده است. مردم ایران که قرن ها تاج سروری انسان را روی سر داشتند، بعد از غلبه حاکمیت عرب بر سرزمینشان، علیرغم تابش نور اسلام، کم کم سیر قهقرایی را طی کردند. بگذریم از لحظات تابناک علمی و فرهنگی و معدود ستاره های درخشان این عرصه ها، فرهنگ مردم چنان با خرافات مذهبی و اعتقادات مذموم به عالم ماورا که همراه همیشگی ادیان الهی آمیخته با نیرنگ حکام و سلسله های بعد نبی است همراه شد که در این مسیر بزرگی و غرور و عزت نفس را با صفات دورنگی چون درویشی و کم خواهی و مانند آن تاخت زد و در این مسیر تا آنجا پیش رفت که بیگانگان جیره خوار را از خودش بهتر دانست و این شد که میل به بیگانه در ایرانیان ماندگار شد. خمینی (رع) مانند برخی روشنفکران قبل و بعد (مثل اقبال لاهوری, دکتر شریعتی, دکتر مصدق و دیگران) سعی کرد این میل به بیگانگان را با استقلال فکری و ایمان به خود جایگزین کند. اما این اقدامات در برابر اثرات لگد مال شدن عزت نفس ایرانیان و میل ایشان به تسلین در برابر قدرتی برتر هنوز ابتر و نه چندان موفق است.

    روزگاری بود که دیپلماسی ایران به لطف برخی اقدامات در اوج به سر می برد. اقدامات نادرست دولت آقای رفسنجانی که موجب رفتن تعداد زیادی از سفرا از کشور شده بود تخفیف یافته بود, دنیا در شگفت از فیلسوفی که به رهبری دستگاه جمهوری ایران انتخاب شده بود نرمش فوق العاده ای از خود نشان می داد و توجه کشور های فراوانی را به خود جلب کرده بود. ایالات متحد آمریکا، سردمدار نفرت و شرارت دنیا، در برابر عظمت حلم و دانش و قدرت منطق ریاست جمهوری ایران مجبور به کرنش بود و به هر زبان از اقدامات قبلی خود اظهار پشیمانی می کرد (که اعترافات خانم مادلین آلبرایت تنها بخشی از این موارد است) در چنین فضایی، شاید شبیه همان حالی که سردار رضایی و امثال ایشون به امام پیشنهاد پایان جنگ را ارائه می کردند، کسانی مانند دکتر مهاجرانی به رهبری پیشنهاد مذاکره و ارتباط با آمریکا را ارائه دادند. قبل از ادامه بحث لازم میدانم یادآوری کنم که عطا الله مهاجرانی چه کسی است. عطا الله مهاجرانی کسی است که احتمالا از نظر امام همسنگ بزرگان انقلاب، آیت الله بهشتی و شهید بزرگوار مطهری بوده است؛ سند این نظر دستور امام به ایشان برای پاسخ نویسی به کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی، مرتد منفور وابسته است که خود باعث رقم خوردن برگ مهمی از تاریخ انقلاب و البته مسیر حرکت شیعه شده بود. چنین مسولیّت بزرگی به دوش آقای خامنه ای، خاتمی، نوری، مصباح یزدی، یزدی و حتی آیات عظام نیفتاد. شخصی به این کار گماشته شد که از پس آن برآید. قلمی بای انتخاب شد که برتر از آن مهملات باشد. عطا اله مهاجرانی چنین مردی است، معروف است که بعد از دستور امام چهارده روز شبانه روز از منزل خارج نشد و نوشت و نوشت تا کتاب وزینش آماده شد.

    به هر حال بعد از این پیشنهاد ایشان بود که موج حمله به این بزرگوار آغاز شد. کسانی که برخی کار ها را از ستون های انقلاب می دانستند چنان شمشیر ها را از نیام خارج کردند که انگار جز به مثله شدن زبانی که این سخنان را ایراد کرده بود راضی نمیشدند. این پیشنهاد را تا مرز کفر و الحاد گسترش دادند و سنگ ها را برای سنگسار گوینده و گویندگان آماده کردند. چنین فضایی برای شخص سید محمد خاتمی هم ساخته شده بود. در زمانی که بهترین موقعیت برای سروری ایران در جهان سیاست و دیپلماسی آماده شده بود، زمانی که با کمی تلاش بیشتر می شد هیمنه آمریکا را وادار به شکستن در برابر بزرگی ایران کرد، نادان هایی در داخل کشور این فرصت را با کارشکنی ها، تهدید ها و کفن پوشی هاشون گرفتند و چه تهمت ها که نثار بزرگان انقلاب و ایران کردند. بعد هم که ملت آمریکا از بین برندهی (بعدهای) جایزه صلح و نوبل و هفت تیر کش احمق، دومی را انتخاب کردند و رای به پیروی از کسی دادند که رهبری یک روستا هم براش مسولیّت بزرگی بود. فرصت ها سوخت.

    ورق بعد از مدتی برگشت. کسی به ریاست جمهوری رسید که کعبه آمال مخالفین هرگونه ارتباط با بیگانگان بود. آقای مهندس نقش خودش را ابتدا به خوبی ایفا کرد. به جای کاخ ها در خیابان از روسای جمهور استقبال کرد و رای به خوردن نان و پنیر به جای خورش و کباب داد تا جایی که قیمات گوجه فرنگی جز در نواحی محدودی برابر با همان جوجه کباب شد! چنان به هر قدرت خارج از مرزهای اصولگرایی تاخت که تمام متحدین بالفعل و بالقوه از ایران رو برگرداندند. قطعنامه های متوالی با رای مثبت دوستان و همفکران قدیم صادر می شد و رییس دولت، حیران از غرب به شرق روی می کرد و از آفریقاییان و گمنام ها به جنبش عدم تعهد روی میآورد و متاسفانه نتیجه نمیدید. در این فضا بود که حرام ها به حلال شدن نزدیک شدند. کراهت ها کم کم خود را به شاید ها و باید ها دادند. حذف قاطع اسراییل جای خود را به ابراز محبت به مردم تابع رژیم اشغالگر قدس داد. باید کاری میشد. ناقوس های جنگ آماده نواختن است! دوباره این احساس مشمئز کننده نیاز به بیگانگان رخ نمایان کرد. باید دست در دامان بزرگتر ها افکنده میشد اما نه دست رقیب که ید بیضای اصولگرایی. باید به خوبان فرنگ نزدیک شد، اما نه غیر خودی های، این افتخار باید نسیب خودی ها باشد. اینجا بود که رییس دولت دست رد به سینه عاشقان و دلباختگان رایحه نمناک بیگانه ستیزی زد و تصمیم گرفت مسیر آن منحرفان از انقلاب را امتحان کند. اما این بار ایران در اوج عزت نیست. بوی آتش به مشام می رسد و تهدید ها مشخص هستند. تابو های انقلاب به راحتی شکسته می شوند در حالی که در قبال آن هیچ امتیازی به حساب ما واریز نمی شود. ما بازی خورده ایم بسیجی ها! ما بازی خوردیم حزب اللهی ها! آن هم در حالی که در برابر این همه عقب نشینی از گفته های سی ساله نان خشکی خواهیم گرفت یا حداکثر تهدید به جنگ تا مدتی سایه خود را از وسعت کشور جمع خواهد کرد، آن هم فقط تا مدتی، تا زمانی که دوباره تهدیدمان کنند و آنوقت شاید چاره ای جز تسلیم بیشتر باقی نماند. می ارزد؟ ادامه راه هنوز هم نامعلوم است. باید دید دستگاه دیپلماسی می تواند گاف های پیش آمده را تصحیح کند؟ می شود آب رفته را به جوی برگرداند؟ کاش اقای احمدی نژاد مشاوران بهتری انتخاب کند، کاش به آقای ولایتی یا دیگر مجربان این دستگاه بیشتر اعتماد کند که همیشه ما نیستیم که درست می گوییم و کاش کسی در اوج شجاعت به این عقب نشینی ها اعتراف کند و آنها را نشان عزت ایران و قدرت مدیرت خود جلوه ندهد. خیلی کاش ها.

    آقای احمد نژاد نماد اصولگرایی است به شرط آن که اصول را متغیّر تعریف کنیم. آقای احمدی نژاد پیکان عدالت مداری است به شرط آنکه عدالت را دوباره بجوییم.

   

  نظرات ()
مطالب اخیر پایان روزمرگی مشکل غیر فعال شدن Start menu و Cortana بعد از به روز رسانی ویندوز 10 استانداردهای چندگانه چه کسی میگوید قلم از شمشیر بران‌تر است؟ چه کسی قلم را بران میخواهد؟ سه شنبه ها شنبه ۸ آذر ۱۳٩۳ عصر پاییزی آ مثل آدمکش! War on Terror, War on Muslims? زادروز شما خجسته آقای رییس جمهور
دوستان من زاویه نیروانا رامونا مداد سبز بی ایوان ماه رقصان آ مثل کلمه رولت روسی دانه های ریز ادامه مداد سبز جزیره اسرار آمیز معصومه قلی پور حلزون خانه به دوش Words Are Timeless حزب جوانان زیر آفتاب همشهری کاوه قدیمی دخترک کولی - فرزانه ثابت خاطرات روابط عمومی ايرانی گارفیلد در جستجوی خویشتن تو راه خانه ما را دوباره گم کردی نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها آروین نیکزاد با Spontaneous Outbursts کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت
پیوند های خوب آنچه من از زبان فرانسه آموختم آموزش زبان فرانسه سخن های داریوش سجادی سخن، سایت کتاب و نشر الکترونیک ایران آشنایی با سینما و تیاتر
کلمات کلیدی وبلاگ امیر ابوالحسنی (٧) ایران (٤) محمود احمدی نژاد (٤) حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمد خاتمی (۳) میرحسین موسوی (٢) روسپیان (٢) امیرابوالحسنی (٢) مهندس میرحسین موسوی (٢) ایرانیان سسکتون (٢) سسکتون (٢) سیّد محمّد خاتمی (٢) دولت نهم (٢) مهدی کروبی (٢) بحار الانوار (٢) کانادا (٢) نطنز (٢) انتخابات دور دوهم ریاست جمهوری (٢) دانشگاه علم و صنعت ایران (٢) اهالی عصا (۱) curtipot (۱) ivano gebhardt rolf gutz (۱) pka database (۱) answerscom (۱) مدل سازی ترمودینامیکی (۱) تعادلات مایع – مایع (۱) محلول های پلیمری (۱) دکتر فرزانه فیضی (۱) تنظیمات ویندوز (۱) مرتضی پاشایی (۱) بی اختیاری (۱) بی همه چیز (۱) و همه چیز (۱) (دانلود) پیاده کردن کلک (فونت) فارسی (۱) لُتوس (لوتوس) (۱) گوسفندی که گرگ شد (۱) سگ گله (۱) خیابان رخدادهای بزرگ (۱) پل پیاده رو (۱) خیابان بهبودی (۱) آ شیخ علی نامرد (۱) کریم آق منگل (۱) حصر (۱) سَسکتون (۱) سَسکچوان (۱) سَسکَتون (۱) سَسکَچوان (۱) پتاس (۱) اُرانیُم (۱) آموزگاری (۱) اریسمان (۱) قدیمی ترین شهر پیشه وری (۱) کندز (۱) امامزاده سادات (۱) کانون تیاتر دانشگاه علم و صنعت ایران (۱) محمد جباری موسی آبادی (۱) انتخابات سال 1388 (۱) سینه ستبر (۱) شربت زعفران (۱) تخم ریحون (۱) ایرانی ها در سسکتون (۱) آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی (۱) بیداری اسلامی (۱) سپیده شاه کرمی (۱) خطبه های نماز جمعه (۱) الغدیر (۱) تیتراسیون (۱) بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی (۱) مصطفی محقق داماد (۱) مهندس امیر ابوالحسنی (۱) مهنس عزّت الله سحابی (۱) طراحی آزمون یا doe (۱) کشت بستر جامد (۱) حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی (۱) محمد یعقوبی (۱) فراسنجه (۱) شوند (۱) ورآوری (۱) فروبری (۱) روش های سنجش پروتئین (۱) روش های جذبی و طیف سنجی (۱) روش های انزایمی و زیستی (۱) بهمن مفید (۱) مهندس فرایند (۱) انزایم های پکتینُلیتیکی (۱) انزایم پلی گالاکتروناز (۱) دی نیترو سالیسیلیک اسید (۱) قندهای احیا کننده (۱) lowry protein assay (۱) phaneochaete chrysosporium (۱) bradford protein quantitation (۱) biuret protein assay (۱) بچه های علم و صنعت (۱) تغییر (۱) خاک (۱) سوخت های نو (۱) مهندس (۱) قلم (۱) اوباما (۱) کودتا (۱) اندازه (۱) محبوب (۱) قیصر (۱) نان (۱) پارسی (۱) حسین فدایی (۱) ان (۱) دکتر عبدالکریم سروش (۱) بامداد (۱) سوخت های فسیلی (۱) piping (۱) محسن صفایی فراهانی (۱) عزیز نسین (۱) بسم الله الرحمن الرحیم (۱) پاکسازی (۱) انرژی های نو (۱) معلم (۱) قطره (۱) روستا (۱) خیابان آزادی (۱) مهندسی (۱) مهاجرت (۱) عصیان (۱) حافظ (۱) تئاتر (۱) نجف دریابندری (۱) شیخ صدوق (۱) جنگ (۱) مسلمان (۱) سوریه (۱) خواستگاری (۱) دادگاه (۱) نیجریه (۱) خسرو شکیبایی (۱) الهام میرزاحسین کاشانی (۱) سوخت (۱) خدا (۱) هاشمی شاهرودی (۱) اصلاحات (۱) زعفران (۱) معشوق (۱) رسانه (۱) وبلاگ (۱) غزل (۱) انقلاب (۱) مراسم (۱) سینما (۱) نفت (۱) احمد شاملو (۱) انتخابات ریاست جمهوری (۱) بی قراری (۱) بسته پیشنهادی (۱) زادروز (۱) حمید هامون (۱) ccd (۱) حدیث بی قراری ماهان (۱) از خود با خویش (۱) سیره عملی امام رضا (ع) (۱) ارتباط با آمریکا (۱) عطا الله مهاجرانی (۱) عزّت نَفس (۱) بایگانی (۱) انتخابات ریاست جمهوری دهم (۱) دانه (۱) آقا بابا (۱) محمود جوادی (۱) ایران آزاد (۱) مدعی (۱) engineer (۱) حکیم ابوالقاسم فردوسی (۱) غاز (۱) علی مطهری (۱) بالنگو (۱) آبروی انسان (۱) صدقه پنهانی (۱) مرد سیه چرده (۱) طنز تلخ (۱) سارا زرعکانی (۱) دکتر زهرا رهنورد (۱) ساسکاتون ساسکاچوان (۱) ویندوز 10 (۱) دکتر حمید دباشی (۱) نژادستیزی (۱) ژازه تباتباای (۱) قرمز و دیگران (۱) ادوارد بولور لیتون (۱) کاردینال ریشلیو (۱) من چارلی نیستم (۱) مشکل استارت start menue (۱) cortana کرتانا (۱) دانشگاه سسکچوان (۱) سسکچوان (۱) ایالت سسکچوان (۱) پایپینگ (۱) شیخ مهدی کروبی (۱) روح الله حسینیان (۱) جاوید قربان اوغلی (۱) اجلاس دوربان 2 (۱) تاگوچی (۱) آیت الله خمینی (۱) سودان (۱) مهدی بازرگان (۱) رییس جمهور ایران (۱)