برای آزيتا دوست قشنگم و تو که می‌تونی دوست من باشی

سلام
دنيا جای قشنگيه .تو حرف من را باور می‌کنی ؟ امروز بر حسب اتفاق اين را خوندم .
برو بخونش . همين الان برو بخونش بعدش برگرد.
.
.
.
خونديش؟می‌دونی من وقتی خوندمش چه شکلی شدم ؟ می‌دونی چيکار کردم ؟يه سوال دارم : تو هم اون را درک کردی ؟ حسش کردی؟ توهم لبخند زدی و گوشه چشمهات نمناک شد؟ اگر شد بيا تا با هم دوست باشيم.

آزيتا . دوست زيبای من ، فراموشت نمی‌کنم


امير

/ 4 نظر / 9 بازدید
niloofar

منم وبلاگ اين آزيتا خانوم رو ديدم...خدا رحمتش کنه....آره دنيا هم قشنگ ميتونه باشه ولی من الان اصلا ازش خوشم نمياد

niloofar

ای بابا!!مگه اشکالی داره آدم از دنيا بدش بياد و در عين حال زندگيش رو بکنه؟؟حرف عجيب غريبی نزدم که!!!خوب ازش خوشم نمياد...

kaveh

سلام ... فعال شدی . آپديت ميکنی . من که اون پايينيه ميدونم کيه = س. ز ........ مگه نه؟

نيروانا

امير ياد چی افتادی!؟ من تا سه ماه جنون داشتم.توی بيداری و وهم ميديدمش!داشتم ديوونه ميشدم شايدم شدم...تو هم خيلی بی معرفتی داداش کوچولو! اما مهم نيست.وبلاگت را تا ته خوندم آفرين.پيروز باشی!