آنچه به جايی نرسد ...

سه روز گذشته را به عنوان نماينده دانشگاهم در جلسات شبانه روزی نشست چهارم مجمع کانونهای تئاتر گذراندم . سه روز که اگر از مهمان نوازی بچه های الزهرا بگذريم بيشتر برای من غم و تاسف به همراه داشت . از هر کانون عضو نماينده ای آمده بود و اکثريت قريب به اتفاق اين نمايندگان تنها دليل آمدنشان يک سفر کوتاه و خوش گذرانی و يا ديدن نمايشگاه کتاب بود. اين وسط کمتر کسی را پيدا ميکردی که دغده های فرهنگی داشته باشه . آدمهايی منفعل ، که از يک کلمه حرف زدن می نرسيدند . اين نشست هم با کمترين نتيجه به پايان رسيد . کسانی که ميخواستند اهداف خودشان را پيش ببرند . با استفاده از قدرت قبلی ( که به واسطه همين اعضا بهشون رسيده بود ) مقاصدشون را به همه تحميل کردند.باند هايی که قصد دارند حالا حالا ها از بيت المال و بودجه های دانشجويی تغذيه کنند . نوش جان

/ 4 نظر / 10 بازدید
zs

سلام بهترين دوست من. اشکال نداره حرص نخور. خوب هميشه چيز ها اون طوری که ما می خوايم پيش نميره. مواظب خودت باش.

mamanyehasty

امير خان مگه شک داشتی تا حالا؟!!! زياد به دل نگير حالا حالاها مونده اين معضلات روببينی ... موفق باشی

وحید ID;vahid_mesbah846

سلام مدتی بود اينجا نيومده بودم به اين خاطر که هر بار اومدم تو نيومدی امييد وارم اينبار حتماْ يه سر به من بزنی هنوز هم کارت قشنگه يادت باشه بيايا يا علی مدد vahidzaraicka