روزگار خوب مردمان ساده دل

خوشحالم به این شهر آمدم. من از خانواده ای بیرون آمدم با شرایط استثنایی، میشه گفت هرکسی حزب خودش رو داره. مادربزرگم خیلی از عقاید و ادیان رو نجس میدونه، در فامیلم کسانی هستند که مردم برخی کشورهای دیگه رو پایینتر میدونند، یا با هوش کمتر یا هر چیز نادرست دیگه. الان دوست یهودی و بهایی و مسیحی و بت پرست و خدا نشناس و مسلمان دو آتشه و مُرمن و بی دین دارم. دوست فرانسوی و کانادایی و هندی و آمریکایی و ژاپنی و مکزیکی و چینی و افغانی و آلمانی و نیجریه ای و غنایی و بنگلادشی و لبنانی و اسراییلی و مصری و فلسطینی و عراقی و روس و تاجیک و قرقیز و دانمارکی دارم. به خودم میبالم که همه این آدم ها رو دوست دارم. همه برام محترم و عزیزند، به خدا نزدیک ترم کردند، به توحید، به ایمان، به انسانیت. من با همه و از غذای همه میخورم. بدون ترس همه رو در آغوش میگیرم و آماده کمک به همشون هستم. 
مادربزرگم اگر اینها رو بدونه غش میکنه و شاید ظرف غذای من رو جدا کنه، بعضی از فامیلم اگر بدونند من اینجا مثلا ظرف شستم یا سگ نگهداری کردم یا برای یه هندی کار کردم یا از غذای معبد خوردم یا پیتزا رسوندم من رو مسخره میکنند یا هر نسبتی بهم میدن اما الان، تو این لحظه حداقل از خودم راضی ام. از زندگیم و از برخورد هام خیلی گله ندارم. همین خوبه نه؟

/ 2 نظر / 69 بازدید
بهناز

سلام خوشحال میشم به وبلاگم سری بزنید http://artana.persianblog.ir

فرزاد

درود بر تو بنظرم تمام انسانیت و اعمال مذهبی را رعایت کردی. زندگی یعنی این و نه تظاهر در ایران. انسان باید نا میتونه کمک کنه صرف نظر از ادیان و عقاید آدما. اگر من هم بیام اونجا سعی میکنم راه تو رو ادامه بدم با سپاس فرزاد 00989121395326