پایین و حتی کمی بالاتر از آن

    من در اوج زندگی غوطه میخورم. دروغ نیست، الان بیست سالگی نیست با همه سبکسری ها یا بیست و چهارسالگی و یا مثل اینها. الان من باید در اوج کارآمدی و بهره وری و نبوغ تمام دوران زندگیم باشم. الان من باید از هرچه اندوخته ام و بی اغراق کم هم نیست سود ببرم و بسازم و آباد کنم، بی نقطه

در عوض

به جاش من اینجام، با روحی که مرگ نزدیکشه و با جسمی که خسته است و فکری که گرفتار سیاست های ناجوانمردانه روزگار شده و روانی که از این همه بار آزرده است.

من بد نیستم. اینجا بد نیست. خیلی چیز های دیگه هم هست، که بد نیست، نه بد نیست امّا درد واقعی یه، هنوز هم بی نقطه

/ 2 نظر / 20 بازدید
شادی

این حس خیلی از ماهاست [ناراحت]