کجاييم؟ کجا ميرسيم؟

    خیلی سخت شده تو خیابان ها راحت قدم بزنیم. امروز وقتی داشتم تو ستارخان آرام رانندگی می کردم،صحنه سختی دیدم که تنم لرزیدو می خواستم گریه کنم. دو تا دختر، کم سن، شاید کمتر از ۱۶ ساله، کنار خیابان ایستاده بودند، منتظر کسی که حالا با اشین مدل بالاتر بیاد و سوارشون کنه  ...

    داریم با خودمون چیکار میکنیم؟ اسم خودمون را گذاشتیم جوان؟ مسلمان؟ ایرانی؟ انسان؟ کسانی که ادعای اسلام دارند که همش حواسشون به اینه که نکنه دقیقه ای نمازشون از اول وقت دیرتر بشه، غیره هم که سرشونن گرمه تا خودشون را ثابت کنند، خودشون را پیدا کنند وسط این هیمنه گذار. تمام کسانی که تو گوشه ذهنشون به کسی غیر از خودشون هم فکر می کردند چنان سرخورده شدند که دیگه حاضر نیستند تنهایی خدشون را رها کنند. یه زمانی به ایرانی بودنم افتخار می کردم.

هر مملکت را دوش ستون های اقتصادیش می گرد و با سیاستمداران و در نگاه زماندارتر مردم تاریخسازش هدایت میشه اما هر تمدن تنها با هنرمندان و فرهنگیانش به تنفس ادامه میده. رژیم فعلی ایران از ایدئولوگ هاش خالی شد. چه با ترورهای سالهای قبل، چه با سرخوردگی روشنفکران به دلیل عدم تطابق با دیکتاتوری انقلابی. این واقعیت تلخیه که انقلاب شگفت آور ایران (شاید به دلیل سرعتی که در به نتیجه رسیدن داشت) هیچ برنامه ای برای بخش فرهنگ نداشت.افرادی با ادعای نادرست اسلام ولی بدون شناخت از فرهنگ اسلامی ( که باید قبول کنیم قبل از انقلاب هم به مقدار قابل قبولی با فرهنگ ملی در آمیخته بود) در عین شگفتی به حکومت رسیدند ( در حالی که اصلا فکر نمی کردند دچار چنین اقبالی بشوند.) تک چهره های فرهنگی انقلاب محو شدند و باقی هم به اسم دین تیشه به ریشه فرهنگ ملی ما زدند. اقدام نادرستی که به سرعت پایه های باور و هویت جوانان متولد دوران انقلاب را دچار تزلزل کرد.

    این نتیجه سیاست غلطی است که ریشه های فرهنگی خودش را انکار میکند. مردم ما به دوره گذاری رسیدند که به حتم از مدتها قبل به آرامی شروع شده بود و می توانست به آرامی و با گذشت زمان به آرامی تحت تطبیق قرار گرفته و طی شود اما حکومت با راهکارهای بدون اندیشه و مدیریت نادرست به این دوره گذار سرعت بخشید و مسیر آن را منحرف کرد. هزینه این گذار را مردم داخل ایران پرداختند چون  شراکت دولتمردان حاکم در این هزینه،سست شدن پایه های حکومت را به همراه داشت. نتیجه چقدر غم انگیز است.

کجاین مردان بی ادعا. دولت فاسد و خیانتکار شاه مخلوع به دلیل پایه های صحیح فرهنگی جوانانی را پروراند که نه فقط انقلاب را به نتیجه رسادند، ۸ سال در برابر هجوم عراق پایداری کردند.همین انقلاب با فرصت سوزی جوانانی را تربیت کرد که در عین حضورشون، من به سختی میتوانم جنگ دوباره ای را تصور کنم.

/ 1 نظر / 10 بازدید
hosna

سلام وبلاگ زيبايی داری به منم سر بزن خوشحال ميشم در پناه حق