خسته ام . جند روز بيماری سخت را تجربه کردم و الان گرچه سلامتم و کاملا از بندش آزاد شدم ولی ... ولی يه خلا در من هست ، شايد بخاطر بيماری نباشه ، شايد اين بيماری فقط کمک کرده که آشکار بشه . دوست دارم خودم را خالی کنم . مغزم پر شده و تنبل . بهم اجازه فکر کردن نميده . شايد هم خودم نميخوام فکر کنم . ولی سعی ميکنم مبارزه کنم . تا کی طاقت بيارم خدا ميدونه !!! الان توی اين مقعيت بد که بايد روی خودم و روابطم و علی الخصوص درس تمرکز کنم نبايد اين مشکل برام پيش ميومد . نميدونم چکار کنم . اراده اراده اراده ، کاشکی اين مشکل حل ميشد .

/ 10 نظر / 9 بازدید
محمد ـ رها

سلام.......تو شرايط از اين سخت تر را هم به خوبی پشت سر گذاشتی.............اين که چيزی نيست........... توکل بر خدا

zs

از دست من کاری بر می ياد؟ وقتی متنت رو خوندم احساس کردم شايد ........ ولش کن فقط توکل به خدا را هرگز فراموش نکن خدا در همه حال يار همه بنده هاشه و هر چی خدا صلاح بدونه همون می شه.

نيروانا

متاسفم...اميدوارم حالت بهتر شده باشه...شادباشی و در پناه خدا

C@Y

خدا هم حتما کمکت ميکنه :)‌

کاوه

من هم برای این خواسته ات آمین میگم ، گرچه خود از این نعمت محرومم .... به خدا گرفتارم ، حتی اینترنت نمیام که به جایی سر بزنم .... شما ببخشید

mehrnoosh

سلام.....خدا بد نده......متاسف شدم و اميدوارم زودتر حالتون خوب شه.......

zoha

خدا بد نده؟؟!!

محمد ـ رها

سلام....امير معلوم هست کجايي؟....زنگ هم که می زنم تلفن اشغاله.....مطلب رو هم که ندادی بهم.... خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

zs

سلام پس کجايی امير. حداقل يه خبری از خودت بده که از دلشوره در بيام منتظرم خوب؟