برای کاوه اگر نخواندش...

اينجا خيلی خصوصی شده قبول دارم . قصدم اين نبوده الان هم راضی نيستم ولی خب ناراضی هم نيستم. اين نوشته به تو تقديم نشد . من قبلا برای تو نوشتم .هم اينجا و هم جاهای ديگه . به کاوه تقديمش ميکنم ، چون بود و بودنش هم غنيمت بود. چون دوست دارم باشه اما با اين حال دوست ندارم اين نوشته را بخونه . خودش بايد اينها را بدونه و خودش هم بايد از حال من برداشت خودش را - که مثلما برای خودش بهتره - داشته باشه و باخبر باشه .

*********************************************
عشق هميشه بازيهای پنهانی داره که بهتره بهشون فکر نکنی مگر اينکه اتش عشق ، ازت رندی ساخته باشه طناز تر از خود عشق.
کجايی زهرا ؟ گل کوچولوی من ؟ ماهها نبودن تو را با ياد تو گذراندم و خاطره تو را توی دلم زنده نگهداشتم . کجايی زهرا ؟
کجايی گل کوچولوی من ؟ هنوز در ذهن من به روشنی هرچيزی که الان ميبينم تک تک لحظات کوتاه با تو بودنم باقی مانده.بازی های قشنگت . حرفهای شيرينت ... و چشمهات . گل من الان داری چيکار ميکنی؟ اصلا منو به خاطر مياری؟ اصلا روزهای فيلم برداری يادت هست ؟ گل من مگه به من نگفتی فراموشم نميکنی ؟ مگه شماره تلفنم را از من نخواستی ؟ به اين زودی يادت رفت ؟ نه ،البته که من ناراحت نشدم بالاخره تو هم حق داری . تازه همون شب وقتی داشتيم از پله ها بالا ميرفتيم و تو صدای برادرت را شنيدی که ميگفت : آجی آجی و از خود بيخود شدی و به طرف خونتون شتافتی و حتی يادت رفت از ما خداحافظی کنی فهميدم که نبايد به بياد تو موندن دل ببندم . اصلا هم نارحت نيستم . نرسيده به سال جديد ، گل کوچيکی به من محبت و دوست داشتن ر يادآوری کرد . قنات چشمهايی دوباره گل قلب من ا آب داد. يه بزرگ چند ساله به يه کوچولوی از خودش مسنتر يادآوری کرد شيوه عاشق شدن را و چه حيف که من ديگه شاگرد خوبی نيستم . کاوه ، تو به هيچکس نميگی پس هيچکس از ماجرای اون شب داخل ماشين باخبر نميشه . کاوه تو به هيچکس نميگی و هيچ گوشی غير از گوشهای تو چيزهايی را که آنشب به تو گفتم نخوهد شنيد . کاشکی تو هم اصرار نکنی که بهت بگم بذار بين من و کاوه بمونه . هيچکس غير از کاوه نديد . کاش کاوه هم بهتر ميديد . نکنه فراموش کنی گل سرخی که آدمکی را برای مدتی از خود بيخود کرده. و خدا نکنه فراموش کنی اون آدمک را هم . و اون هديه که اون گل کوچولوی من اون شب به من داد ...
من برای هميشه بخاطر اون ب همه فخر ميفروشم .
اميــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر کوچولو

/ 9 نظر / 10 بازدید
Angel

آره خيلی خصوصی بود.............

zs

بازم دلت یه بره میخواد با یه پوزه بند تا یه وقت بره گل رو نچره .... . میدونم که هیچ چیز تسکینی برای دلت نیست.

zs

کاش يکی درد منم گوش می داد............

pooya&ala

سلام شايد جايز نبود واسه اين مطلب خصوصی کامنت بذارم ولی خوب ديگه اومدم بگم بابا مرام ما خاک پاتيم ولی با ما اينجوری نکن مگه ما دل نداريم ببينيم داداشمون بياد به ما سر بزنه؟؟؟ امير جون دلم واست تنگ شده وقت کردی زير پاتو يه نگاه بنداز يت حق

کاوه

من يادم هست، سال پيش با اون شب براي من قشنگ شد و به زيبايي به پايان رسيد ... من نتونستم بهتر ببينم چون مثل تو نيستم و نبودم و نميتوانم باشم ... يه چيز ديگه هم بگم ، اصلا مهم نيست كه گل كوچيك به فكر تو باشه يا نباشه ، فقط اين مهمه كه تو هنوز به فكر اون هستي ...

zoha

اوه اوه اينجا خصوصی بود ؟ ببخشيد ؛)

maryam

تو اين موارد .........نميدونم واقعا ؟اما به خاطر عشقی که تو وجودته افتخار کن