يزد، شهر بادگير ها و گرد باد ها

    اینجا تقریبا هر روز چند گرد باد را میشه به راحتی دید. جالبش شاید سرباز هایی هستند که با جیغ و داد و خنده صفهایی را که با توپ و تشر و کلی وقت و زمان منظم شده اند به هم میریزن و از سر راه گرد باد کنار میرن. گردنم درد می کنه و گلو درد بدی دارم. خوب که حساب کنی من حداکثر ۱۳ روز دیگه اینجا هستم. چون از جای نیجوری دارم می نویسم بیشتر از این میسر نیست. مبعث مرد مهربان مبارک.

به تو فکر می کنم. بیشتر و عمیق تر

/ 8 نظر / 6 بازدید
سپيد

کاش حداقل يه ميل برام می زدی...

من

کم‌کم وبت داره عشقولانه ميشه

پرستو عزيز تو

سلام ای امير اخمخ باز تو پيدات شد ميبينم که قاشق شدی. حالاکی بريم خواستگاری بذار يه ذره قيافت مثل آدم بشه ‌بعد بريم باشه؟!

محمود

سرکار اجازه هست دلمون براتون تنگ بشه؟ اين قناتت داره خشک ميشه ها خودتو برسون. فکر کنم طبع شعرت تا حالا يه شونصد باری افتاده باشه تو دره.غرض از اين همه هذيان اينکه منتظريم،همين!.

محمود

حاجی رسيدن بخير! عيدتونم مبارک گفتم عوض این يه مدت سکوت درجا يه شونصد باری آپ کردين!. ماشاالله عيد در عيد شده! باز هم عيدتون مبارک