میرم چند روزی گم و گور بشم. میرم به بهشت گمشده ام. چند روز از همه دنیا محجوب میشم. به یادم نباش، اینطوری راحت ترم.

    چند روز میرم ده.متاسفانه یه کوله بار کتاب با خودم می برم. امیدوارم که وقت کنم یه نیم نگاهی هم به کویر بندازم. منم اهل کویرم، میدانستی؟

    برای یه دوست یه حدیث را یادآوری کردم: امیر المومنین (این آدم (آدم درسته اینجا؟) چقدر ابهت و دانش داره، چقدر همه چیز را در خودش جمع کرده و چقدر من نسبت به این بزرگ کوچکم.) میگه : کار مملکتی به صلاح کشیده نمیشه، مگر آنکه در آن رعیت بدون ترس و واسطه حرفش را با حاکم مطرح کنه.

    ۱- کجای دنیا ۱۴۰۰ سال قبل کسی بوده که آزادی بیان را اینطور صریح و موجز مطرح کرده باشه؟

    ۲- در مملکت اسلامی ما کی و کجا به این موضوع پایبند بودیم؟ پیش کدام حاکم میشه بدون ترس حرف زد؟

     ۳- چقدر این حدیث موهش و ترس آوره. علی الخصوص برای کشور من که هنوز برای کسانی که از نردبان بالاتر رفته اند، دموکراسی معنی نداره. خدایا به تو پناه می برم.   

در تاریخ آمده در کنار شاه صفوی، فداییانی بودن که هر وقت به قول معرف غیر خودی پیش شاه می آمده حمله می کردند و اون را زنده زنده بخاطر خوش آمد شاه می خوردند. من نمیدانم این حرف چقدر صحت داره.

    خدایا من ازت ثواب اشک ریختن در عزای حسین را نمیخواهم. من ازت پاداش لعن قاتلین و آزار دهنده های علی را طلب نمی کنم. به من فرصت بده یه مدتی علی را بشناسم و دنباله رو اون باشم.

    خدایا من تنهام. فقط تو را دارم، تو را هم که آزار می دم.

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

سلام... بابا کجا؟؟ ولی خوبه که آدم گاهی فقط برای خودش باشه... تو خلوت خودش... سعی کنين خوب ازش استفاده کنين...ولی زودم برگردين..... و البته بی غم و غصه....... خدانگهدارتون باشه... بی خبرمون نذارين.....

فريبا

سلام اگر بار ديگر يکديگر را خواهيم ديد پس بايد لبخند بزنيم اگر نه پس اين جدايی از بهر چه بوده است

همشهری کاوه

ای ول به اکتيويته ی بالای حضرت آميرزا که دوباره يک چيزی زده تو رگ و داره يک حالی به اينترنت و دنيای بلاگستان می ده .... من از طرف بلاگرهای الاف اين بازگشت را به فال نيک می گيرم .... ضمنا کشور ما ربط خيلی زيادی به اسلام نداره، توی عمل حتی آمريکا هم از ما مسلمان تره

سمانه

سلام.کجا يه دفعه؟ما رو از خودت بی خبر نذار حضرت والا(يا به قول فرزانه شازده)زود برگرد امیر کوچولو

فرزانه

سلام...شازده! کویر خوش میگذره؟ صبحا طاق اسمونو میبینی و شبا هم که ستاره ها رو........

سمانه

رفتی به خاطر ما کارت خريدی .لی اخرش هم به وبلاگ من سر نزدی

keleopatra

خدا این آزار ها رو جدی نمیگیره ، ماها همه چیز رو جدی میگیریم

سمانه

از دستت عصبانی ام عصبانی

فرزانه

واااای شازده............يه چيزی.........شازده کو چو لو که هستی.به کوير هم که رفتی.........نکنه ماره ببرتت به سيارتون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (قول دادی بيای ها.........)

نسيم

سلام بابا ...............پرچم سفید. گفتم اگه ناراحت ميشی بي خيال شو.نگفتم ؟ نه تنها بی خيال نشدی سر به بيابون هم گذاشتی.بابا من تسليم . حلَه ؟ اصلنی اينجا هر کی هر کاری بخواد می کنه من و تو فعلا هيچ کاره ايم.