بخاطر ...

چقدر دلم تنگه . محمدم ميگفت امير بنويس اما دلم نميخواست . اين چند وقت بهم خيلی سخت گذشته . کاش ميتونستم بی تفاوت باشم . لحظه‌ای نيست که بهش فکر نکنم يعنی خودش ميدونه ؟هر کس خط قرمز هايی داره . هرکس آرزوهايی داره ، خواسته هايی داره. من حق ندارم داشته باشم ؟ خب حداقل خودم که به خودم حق ميدم . يعنی ممکنه در مورد من چی فکر کنه ؟ نميدونم اصلا اين و ضوع الان برای خودم مهمه يا نه !
آه
شايد کاش فقط همين بود. من قهرم . با خودم قهرم . شايد اينه که بيشتر داره وجودم را آزار ميده
اه . اصلا نميتونم حرف بزنم . اينها همش...
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه

/ 3 نظر / 10 بازدید
shadi

حدسم درست بود مگه نه؟

zs

سلام بهترين دوست من. چی شده؟ مدتی بود که بيوفا شده بودم و ازت خبر نمی گرفتم. الان نمی دونم چه بلايی سر دل مهربونت اومده؟ از دست من کاری بر می ياد؟ مواظب خودت باش

shadi

آره خوب چيز مهمی نيست ولی بگو حدسم درست بود يا نه.«نمی تونم بگم» يعنی چی ؟من دو برداشت از اين جمله می کنم اوليش مبنی بر قادر نبودنه ،دوميش مبنی بر اجازه نداشتن.البته خوب شايد اين رو هم بگی چيز مهمی نيست که باز هم حرفت رو قبول دارم.