سه شنبه ها

من عاشق معلمی ام. بدی کلاس های من اینه که فقط 12 جلسه یک ساعت و نیمه اند و من فرصت نمیکنم اسم همه رو یاد بگیرم و همه بچه ها رو بشناسم. کلاس ها برای من مدرسه آدم بودنه. تلاش فراوانی میکنم که به همه بصورت یکسان توجه کنم، برای همه وقت بذارم. حواسم هست که روحیه همه رو بشناسم، بدونم چه چیزی ناراحتشون میکنه و چه چیزی بهشون انرژی میدم. من سی و سه ساله سر کلاس ورجه وورجه میکنم، خم و راست میشم، با انواع صداها باهاشون حرف میزنم. اشک هاشون رو پاک میکنم یا دعواهاشون رو قضاوت میکنم. بیشتر از اینکه اونها از من یاد بگیرن، منم که از با اونها بودن سود میبرم. این ترم فرصتی پیش اومد که بتونم مدیریت کلاس رو هم امتحان کنم و چقدر سخت بود!! از بچه ها خواستم اشکالات انگلیسی حرف زدنم رو همون لحظه بهم یادآوری کنن، باهاشون تکنیک های روز آموزش رو تمرین کردم، به خنده هاشون گوش کردم، تجربه هاشون رو شنیدم هر لحظه یک رل رو به عهده گرفتم، برادر، همکلاسی، معلم، پدر. وقت گذاشتم با پدر و مادرهای بعضی ها حرف زدم، مشکلات آموزشی یا کم توانایی های ناپیداشون رو کشف کردم و به معلم گزارش کردم، وقتی از بقیه خجالت میکشیدن حمایتشون کردم، نازشون رو کشیدم. براشون از ایران حرف زدم، از بچگی های خودم، از بچه های ایران.

12 هفته زندگی کردم باهاشون. "زندگی" ها!

امروز روز آخر بود و من راست قامت احساساتم رو به بند کشیدم! بچه هایی که صف کشیده بودن تا بغلم کنن رو سفت به آغوش کشیدم، شگفت آور یکیشون بود که هی میرفت ته صف تا دوباره بغلش کنم.

سه شنبه ها تموم شد تا یه فصل دیگه از زندگی من هم ورق بخوره. سالها فکر میکردم اگر بمیرم چی از من به یادگار میمونه، دیگه لازم نیست نگران جوابش باشم.

/ 1 نظر / 60 بازدید
رضا شاه شهر قصه ها

سلام دوست خوب و قديمي .زندگي خيلي كوتاه تر از اونيه كه بشه حتي به اون فكر كرد . خوشا به حال اونهايي كه وقتي از اين گذر رد ميشن بوي عطر مهربونيشون هوا رو نوازش ميكنه و راه رو براي براي بقيه معطر . كاش بتونيم تو اين زمان كوتاه ارزش دوست داشتن رو بفهميم و انسان وار از اين گذر رد بشيم . ارادتمند شاه شهر قصه ها رضا