به تو زنجير می‌شود نفسم

ايمان و اميد <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ايمان و اميد فرزندان كوچك تفكر من هستند . چقدر بين اين دو تا اختلاف هست . ديشب ، بخاطر يه اتفاق ، بخاطر يه حرف، تفاوت عظيم بين ايمان و اميد را درك كردم.

 

ميدوني ؛ ايمان به زندگي جهت ميده . مسير را بهت نشون ميده ، اما اميد

بهت انرژي ميده ، باعث حركتت ميشه .

انساني كه ايمانش را از دست بده ، انساني كه باورهاش تغيير كنند ، كسي كه ببينه بتش شكسته ، ببينه مقدساتش ، باورهاش اونطور كه فكر ميكرده نيستند ، افسرده ميشه ، غمگين ميشه ، تا زماني كه دوباره دنياي اطرافش را بسازه ، از اجتماع ، از زندگي دور يا متنفر ميشه ، بي باور ميشه ، مسيرش را گم ميكنه ، اما ميتونه بگرده ، ببينه و دوباره مسيري را پيدا كنه ، ميتونه دوباره به چيزي يا كسي ايمان بياره . چون نور درون وجودش هنوز ميدرخشه . نور اميد .

اما اميد چي ؟ انساني كه اميدش را از دست بده ، وجودش را از دست ميده ، دليل زندگيش را از دست ميده ، ميشكنه و ميميره . ميتوني راهي را براي رفتن داشته باشي اما نيرويي براي رفتن نباشه ، اونوقته كه پژمرده ميشي . نورت را از دست ميدي .

 

 

 

 

نميگم تو اميد زندگي من هستي ، تا توي قدم هاي محكمت تزلزلي ايجاد نشه . نميگم بمون ، اگه اهل رفتن باشي زنجيرت نمي كنم .

در عوض اميد را توي خودم تقويت مي كنم ، پرورشش ميدم تا هيچوقت نورش توي وجودم خاموش نشه .

دوستت دارم . همين كافيه .

 

ببين يه فكري ! به همين دوست داشتن اميد مي بندم . خوبه نه ؟

 

/ 2 نظر / 9 بازدید
doost

چشمهای خيس من! به شماره افتادن نفسهای من!زجه ای که از اعماق قلبم می جوشد!لرزش دستهای ناتوانم!و دردی که در گوشه قلبم آشيانه می سازد!همراه همه حرفهايی که برای نگفتن دارم!! با اميدی که به اميدواری تو دارم تو را پاسخ می گویند!!!

N

ايمانت رو از دست نده و اميدوار باش (كه هستي). فقط بدون كه دوست داشتن تنها كافي نيست. شاد و پر از انرژي باش.