دوستت ...

من دیگه حرف نمی زنم. این را نفهمیده بودی نه؟ دیگه درد دل نمی کنم. اینو حس نکرده بودی دیگه نه؟ الانم اگه نگم، اگه نشونی ندم حتی نمی فهمی حرفم را.من دیگه برای کسی غم ندارم.دیگه گفتنم میاد.حتی برای تو.غم چنان منو فرا گرفته که اگه قابل شناسایی بود می فهمیدی که از عناصر تشکیل دهنده جسمم هم هست.

یادته یه شب باهات از عشق گفتم؟

جمله بالا چه جمله عاشقانه و عمیقیه.چقدر می تونه حسرت با خودش داشته باشه، یا افسوس مگه نه؟ یادته یه شب باهات از عشق گفتم؟ برات از عشق خواندم؟ بعدش عشق وجودم را لرزاند؟ بعدش هم اعتراف کردم که به خاطر تو میام دانشگاه؟ یادت نیست؟

چه جالبه که کسی هست، کسی همین الان توی زندگی من هست که هر کسی، هر کسی که منو بخواهد می تونه تا دنیا دنیاست به محبتی که بهش داشتم و دارم حسادت کنه ها، نه؟ اما من به تو هم دیگه چیزی نمی گم. قبوله؟ من حرف زدن را فراموش کردم . خیلی از استعداد های دیگه ام را هم فراموش کردم. اشکالی داره؟ نه چون دیگه نیستی، نه. من ...

ولش کن بابا.

/ 2 نظر / 9 بازدید

سلام. نمی تونم بگم تو بی معرفتی نه!...قاعده بازی اينه. منو حسابی يادت رفته! منم نمی‌گم کی هستم جون تازه داری از خودت می گی.

بهار دختر تنهای تنها

سلام ممنونم که منت روی ديده من نهاديد و به کلبه تنهاييای من سر زديد بازم پيشم بيا ممنونم دوستدار شما بهار