ارتباط با آمریکا

    نیاز به بیگانگان ارثیه است که از قرن های پیش برای مردم سرگردان و بی هویت شده ایران باقی مانده است. مردم ایران که قرن ها تاج سروری انسان را روی سر داشتند، بعد از غلبه حاکمیت عرب بر سرزمینشان، علیرغم تابش نور اسلام، کم کم سیر قهقرایی را طی کردند. بگذریم از لحظات تابناک علمی و فرهنگی و معدود ستاره های درخشان این عرصه ها، فرهنگ مردم چنان با خرافات مذهبی و اعتقادات مذموم به عالم ماورا که همراه همیشگی ادیان الهی آمیخته با نیرنگ حکام و سلسله های بعد نبی است همراه شد که در این مسیر بزرگی و غرور و عزت نفس را با صفات دورنگی چون درویشی و کم خواهی و مانند آن تاخت زد و در این مسیر تا آنجا پیش رفت که بیگانگان جیره خوار را از خودش بهتر دانست و این شد که میل به بیگانه در ایرانیان ماندگار شد. خمینی (رع) مانند برخی روشنفکران قبل و بعد (مثل اقبال لاهوری, دکتر شریعتی, دکتر مصدق و دیگران) سعی کرد این میل به بیگانگان را با استقلال فکری و ایمان به خود جایگزین کند. اما این اقدامات در برابر اثرات لگد مال شدن عزت نفس ایرانیان و میل ایشان به تسلین در برابر قدرتی برتر هنوز ابتر و نه چندان موفق است.

    روزگاری بود که دیپلماسی ایران به لطف برخی اقدامات در اوج به سر می برد. اقدامات نادرست دولت آقای رفسنجانی که موجب رفتن تعداد زیادی از سفرا از کشور شده بود تخفیف یافته بود, دنیا در شگفت از فیلسوفی که به رهبری دستگاه جمهوری ایران انتخاب شده بود نرمش فوق العاده ای از خود نشان می داد و توجه کشور های فراوانی را به خود جلب کرده بود. ایالات متحد آمریکا، سردمدار نفرت و شرارت دنیا، در برابر عظمت حلم و دانش و قدرت منطق ریاست جمهوری ایران مجبور به کرنش بود و به هر زبان از اقدامات قبلی خود اظهار پشیمانی می کرد (که اعترافات خانم مادلین آلبرایت تنها بخشی از این موارد است) در چنین فضایی، شاید شبیه همان حالی که سردار رضایی و امثال ایشون به امام پیشنهاد پایان جنگ را ارائه می کردند، کسانی مانند دکتر مهاجرانی به رهبری پیشنهاد مذاکره و ارتباط با آمریکا را ارائه دادند. قبل از ادامه بحث لازم میدانم یادآوری کنم که عطا الله مهاجرانی چه کسی است. عطا الله مهاجرانی کسی است که احتمالا از نظر امام همسنگ بزرگان انقلاب، آیت الله بهشتی و شهید بزرگوار مطهری بوده است؛ سند این نظر دستور امام به ایشان برای پاسخ نویسی به کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی، مرتد منفور وابسته است که خود باعث رقم خوردن برگ مهمی از تاریخ انقلاب و البته مسیر حرکت شیعه شده بود. چنین مسولیّت بزرگی به دوش آقای خامنه ای، خاتمی، نوری، مصباح یزدی، یزدی و حتی آیات عظام نیفتاد. شخصی به این کار گماشته شد که از پس آن برآید. قلمی بای انتخاب شد که برتر از آن مهملات باشد. عطا اله مهاجرانی چنین مردی است، معروف است که بعد از دستور امام چهارده روز شبانه روز از منزل خارج نشد و نوشت و نوشت تا کتاب وزینش آماده شد.

    به هر حال بعد از این پیشنهاد ایشان بود که موج حمله به این بزرگوار آغاز شد. کسانی که برخی کار ها را از ستون های انقلاب می دانستند چنان شمشیر ها را از نیام خارج کردند که انگار جز به مثله شدن زبانی که این سخنان را ایراد کرده بود راضی نمیشدند. این پیشنهاد را تا مرز کفر و الحاد گسترش دادند و سنگ ها را برای سنگسار گوینده و گویندگان آماده کردند. چنین فضایی برای شخص سید محمد خاتمی هم ساخته شده بود. در زمانی که بهترین موقعیت برای سروری ایران در جهان سیاست و دیپلماسی آماده شده بود، زمانی که با کمی تلاش بیشتر می شد هیمنه آمریکا را وادار به شکستن در برابر بزرگی ایران کرد، نادان هایی در داخل کشور این فرصت را با کارشکنی ها، تهدید ها و کفن پوشی هاشون گرفتند و چه تهمت ها که نثار بزرگان انقلاب و ایران کردند. بعد هم که ملت آمریکا از بین برندهی (بعدهای) جایزه صلح و نوبل و هفت تیر کش احمق، دومی را انتخاب کردند و رای به پیروی از کسی دادند که رهبری یک روستا هم براش مسولیّت بزرگی بود. فرصت ها سوخت.

   ورق بعد از مدتی برگشت. کسی به ریاست جمهوری رسید که کعبه آمال مخالفین هرگونه ارتباط با بیگانگان بود. آقای مهندس نقش خودش را ابتدا به خوبی ایفا کرد. به جای کاخ ها در خیابان از روسای جمهور استقبال کرد و رای به خوردن نان و پنیر به جای خورش و کباب داد تا جایی که قیمات گوجه فرنگی جز در نواحی محدودی برابر با همان جوجه کباب شد! چنان به هر قدرت خارج از مرزهای اصولگرایی تاخت که تمام متحدین بالفعل و بالقوه از ایران رو برگرداندند. قطعنامه های متوالی با رای مثبت دوستان و همفکران قدیم صادر می شد و رییس دولت، حیران از غرب به شرق روی می کرد و از آفریقاییان و گمنام ها به جنبش عدم تعهد روی میآورد و متاسفانه نتیجه نمیدید. در این فضا بود که حرام ها به حلال شدن نزدیک شدند. کراهت ها کم کم خود را به شاید ها و باید ها دادند. حذف قاطع اسراییل جای خود را به ابراز محبت به مردم تابع رژیم اشغالگر قدس داد. باید کاری میشد. ناقوس های جنگ آماده نواختن است! دوباره این احساس مشمئز کننده نیاز به بیگانگان رخ نمایان کرد. باید دست در دامان بزرگتر ها افکنده میشد اما نه دست رقیب که ید بیضای اصولگرایی. باید به خوبان فرنگ نزدیک شد، اما نه غیر خودی های، این افتخار باید نسیب خودی ها باشد. اینجا بود که رییس دولت دست رد به سینه عاشقان و دلباختگان رایحه نمناک بیگانه ستیزی زد و تصمیم گرفت مسیر آن منحرفان از انقلاب را امتحان کند. اما این بار ایران در اوج عزت نیست. بوی آتش به مشام می رسد و تهدید ها مشخص هستند. تابو های انقلاب به راحتی شکسته می شوند در حالی که در قبال آن هیچ امتیازی به حساب ما واریز نمی شود. ما بازی خورده ایم بسیجی ها! ما بازی خوردیم حزب اللهی ها! آن هم در حالی که در برابر این همه عقب نشینی از گفته های سی ساله نان خشکی خواهیم گرفت یا حداکثر تهدید به جنگ تا مدتی سایه خود را از وسعت کشور جمع خواهد کرد، آن هم فقط تا مدتی، تا زمانی که دوباره تهدیدمان کنند و آنوقت شاید چاره ای جز تسلیم بیشتر باقی نماند. می ارزد؟ ادامه راه هنوز هم نامعلوم است. باید دید دستگاه دیپلماسی می تواند گاف های پیش آمده را تصحیح کند؟ می شود آب رفته را به جوی برگرداند؟ کاش اقای احمدی نژاد مشاوران بهتری انتخاب کند، کاش به آقای ولایتی یا دیگر مجربان این دستگاه بیشتر اعتماد کند که همیشه ما نیستیم که درست می گوییم و کاش کسی در اوج شجاعت به این عقب نشینی ها اعتراف کند و آنها را نشان عزت ایران و قدرت مدیرت خود جلوه ندهد. خیلی کاش ها.

    آقای احمد نژاد نماد اصولگرایی است به شرط آن که اصول را متغیّر تعریف کنیم. آقای احمدی نژاد پیکان عدالت مداری است به شرط آنکه عدالت را دوباره بجوییم.

   

/ 5 نظر / 6 بازدید
...

منتظریم

حسین سیدوکیلی

واقعا بازی خوردیم ، یه مشت آدم ... دارن همه مونو بازی می دن اون روزی که تو اوج قدرت آمریکایی ها آرزوی برقراری ارتباط رو داشتن و آلبرایت رسما اعلام کرد ما سیاست هامون در قبال ایران اشتباه بوده ، خائن و وطن فروش بودیم اما حالا که افتخار ملیمون و دیپلماسی فعالمون شده التماس کردن همه خوشحالند می دونی حاکمان همیشه برآمده از دل ملتند مردم مشکل دارند که احمدی نژاد رئیس جمهورمونه

حسین سیدوکیلی

ضمنا من منظورم از همه اون کسایی بود که تو شهروند اظهار نظر کرده بودند و گرنه خیلی ها هستند که موافقند که خاتمی بیاد از جمله خود من چون حداقل خوبی که داره می تونه ائتلاف ایجاد کنه

همشهری جوان

اینجا (البته اینجا نه، اونجا) وبلاگ مرکزی "جشن بزرگ مجله همشهری جوان" صدا، اطلاعیه ها و اخبار ما را مستقیما از تحریریه مجله دریافت می کنید. اگر وبلاگ نویسید اگر داستان نویسید اگر متخصص یا علاقمند ترکاندن خلاقیت هستید... اگر همه اینها را با هم پایه هستید یا اینکه اساسا حس اش نیست ولی به طور کلی، پایه می باشید ! فرصت را از دست ندهید . ها ؟! ماجرا از چه قرار است ؟ مسابقه چیه ؟ جشن کدومه ؟! آها ! برای پاسخ به این سوالات در وبلاگ مرکزی "جشن بزرگ همشهری جوان" منتظرتان هستیم