عاقبت رفت و ...

چند روزیه که هوای خانه هامون بدجوری بارونیه. خاله عزیز هممون بود. از بچگی با رنج بزرگ شده بود. تو ۱۳ سالگی شوهرش داده بودند. شوهرش براش هوو آورده بود. با آنهمه استعداد نگذاشته بودند درس بخوانه. خاله مهربون بود و صبور.  اه تومور لعنتی.

تکیه کلامش یادم نمیره همش بهمون می گفت : ای جانا

و برامون ضرب المثل های ترکی می گفت، می خندید و معنیشون می کرد.

به قول مهدی (پسر خاله دومم)، ماها کمبود محبتمون را پیش خاله جبران می کردیم، بسکه قربون صدقه ماها می رفت.

چقدر جاش خالیه.

این چند روزه بدجوری ...

آگهی مراسم خاله مهربونم

آگهی عمومی مراسم خاله عشرت جوادی

برای دیدن آگهی ها روشون کلیک کنید.

/ 20 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدوی

تسلیت.

* نطنزی

تسليت می گم، اميدوارم خدا صبرتون بده و آن مرحوم را رحمت کند.

سميراميس زئوس

سلام خدا رحمتشون کنه. همه عاقبت میریم دیر یا زود داره سوخت و سوز هم داره!! در مورد کتابهامون من فکر میکنم خود ما و خداوند خیلی دقیق اونها رو میخونیم. الله يارتون

مريم

سلام . تسليت می گم اميدوارم از اين به بعد فقط شادی بياد دم خونتون

دختر نقاش

سلام آميرزا عزيز... سپاس فراوان از مهرتان نسبت به نقاشی های دفترم... خوشحال شدم از اينکه با دفترتون آشنا شدم... حتما دوباره سری خواهم زد... شاد باشی و سبز...

نيلوفر ايرانی

سلام . هوای خونه ی ما هم نزدیک به یه ماه ِ پیش ابری بود .تند تند توی دلمون باروون می بارید .باروونش از اون باروونایی نبود که دوست داری اونقدر زیر قطره هاش راه بری که نفست بند بیاد ...باروونش از اون باروونایی بود که دلتو بدجوری دلگیر می کرد .دلتنگ می کرد .دلتو بدجوری خالی می کرد . بهار ِ ما هم که رفت زندگی شد یه آسمون پر از ابرای تیره و تار که تنگ ِ هم دل ِ آبی رنگ ِ آسمون ِ خدا رو لکه دار کرده بودن . نمی دونم .این جور مواقع تسلیت چندان کارساز نیست .اگه هست ...که تسلیت می گم ! اما اگه نیست فقط خواستم بگم : جای تموم ِ رفته های بی بازگشتمون همیشه توی دنج ترین نقطه ی دلمون خالیه ! توی دنج ترین نقطه !

نگار

آ مثل کلمه به روز شد.